علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٧ - اقتباس؛ گونهای از تجلی قرآن در نیایش معصومان
است. نمونه آن در دعای اول صحیفه سجادیه چنین است: امام٧ در دو بند از این دعا با اشاره به رزاقیت خداوند و حاکمیتش بر بندگان عرضه میدارد که روزی بندگان دست خداست؛ کسی را قدرت کاستن یا افزودن آن نیست؛ همچنان که حساب عمر انسانها هم در اختیار اوست وکسی را توان تغییر اجل نیست؛ میفرماید:
وَ جَعَلَ لِكُلِّ رُوحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مَقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ، لَا یَنْقُصُ مَنْ زَادَهُ نَاقِصٌ،
وَ لَا یَزِیدُ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ زَائِدٌ ثُمَّ ضَرَبَ لَهُ فِی الْحَیَاةِ أَجَلًا مَوْقُوتاً، وَ نَصَبَ لَهُ
أَمَداً مَحْدُوداً.[١]
بند نخست، تلمیحی است به چندین آیه از قبیل آیه ٢٦ سوره رعد؛ آیه٣٠ سوره اسراء؛ آیه٢١ سوره حجر؛ آیه١٢ سوره شوری؛ آیه٣٩ سوره سبأ؛ آیه٦١ سوره هود و... و بند دوم، حداقل به دو آیه تلمیح دارد؛ آیه ١٤٥ سوره آل عمران و آیه٣٤ سوره اعراف.[٢]
ج. اقتباس (تضمین)[٣]
در فن بدیع، عبارت از آوردن آیهای از قرآن مجید یا حدیث است؛ بی آن که تصریح به اسناد شود؛ یعنی نگوید: «قال الله كذا» یا «قال رسول الله كذا»[٤] كه پارهای آن را اقتباس نامیده و گروهی دیگر تضمین.[٥] این شیوه نیز به نوبه خود بر دو گونه است:
یکم. اقتباس صریح، در این شیوه، گوینده، گزارهای (عبارتی قرآنی) را با همان ساختار، بی هیچ گونه تغییر یا با اندک دگرگونی، در سخن خود میآورد.[٦]
دوم. اقتباس اشاری[٧] (حل یا تحلیل)، در این گونه گزارهای قرآنی (آیه) در متن آورده میشود؛ با ایجاد تغییر در لفظ یا ترکیب كه نمونههای این دو را در ادامه خواهیم آورد؛ چه این که مقصود اصلی در این مقاله بررسی وامگیری دعا از قرآن كریم بدین شیوه است.
انگیزههای اقتباس در دعا
بهره گیری ادعیه از قرآن بدین شیوه، با انگیزههای گوناگون انجام میگیرد: به قصد
[١]. بحارالانوار،ج٨٤،ص٢٤٨
[٢]. مناقب آل ابی طالب،ج٤،ص٣٦٠.
[٣]. دعای ١٠ و ٣٣ صحیفه سجادیه.
[٤]. سورهنازعات،آیه٥٤.
[٥]. تصریحاتآیاتدرادعیهمنسوببهائمهاطهار: بالغبرپانصدمورداست.
[٦]. التعریفات،ص٥٨؛مختصر المعانی،ص٣١٢.
[٧]. صحیفه سجادیه،دعاینخست.