علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٦ - اقتباس؛ گونهای از تجلی قرآن در نیایش معصومان
آن است كه صاحب سخن عبارت یا جملهای قرآنی را در كلام خود بیاورد. این شیوه به زبان اهل بلاغت خود به سه گونه تصریح، تلمیح (اشاره) و اقتباس (تضمین) بخش پذیر است:
الف. تصریح
نخستین گونه کارکرد آیات قرآن در ادعیه «تصریح» است. در این گونه به صورت کاملاً آشکار و در قالبی جداگانه از دعا، آیهای از قرآن ذکر میشود. نمونه آن را در دعای
امام سجاد: بنگرید: در دعایی كه امام٧ به منظور صلوات بر پیامبر و خاندان
پاكش انشا فرموده است، در بندی ابتدا به اوصاف و افعال نیک پیامبر اشاره میكند و سپس به مناسبت زحمات طاقت فرسای وی برای امت وتبلیغ رسالت، صبر بی نظیر پیامبر در مسیر هدایت امت را یاد آوری میكند؛ كوششی شبانهروزی و بیوقفه در این مسیر كه در حدی بس فراتر از وظیفهاش بود. پیامبر در این راه تا آنجا پیش میرود كه خداوند، او كه خود وی را به همین منظور مبعوث كرده است، صریحاً دستور میدهد این همه زحمت لازم نیست، آنها را رها كن؛ چه این که بیش از این وظیفهای نداری و بر تو ملامتی نیست؛ میفرماید:
و بلغ مجهود الصبر فی إظهار حقک، و آثر الجد علی التقصیر و الریث فی أمرک ابتغاء الوسیلة عندک، و الزلفة لدیک و طول الخلود فی رحمتک،[١] حتی قلت له: فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ.[٢]
امام٧ در این نمونه، با عبارت «حتی قلت له» آیه را از كلام خود جدا میكند.[٣]
ب. تلمیح (اشاره)
در تعریف این اصطلاح در فن بدیع گفتهاند:
در فحوای گفتار به داستان، یا شعر یا مثلی، بی آن که اصل آنها ذکر شود،
اشاره گردد.[٤]
اشاره به آیات قرآن، بدون ذکر آنها از مصادیق تلمیح است. از آنجا که منبع اصلی و سرچشمه زلال ادعیه ائمه: قرآن است، بیشترین انعکاس قرآن در دعا به صورت تلمیح
[١]. بحارالانوار،ج٤٣،ص٣٤٥.
[٢]. سورهنساء،آیه٨٦.
[٣]. مناقب آل ابی طالب،ج٣،ص١٨٣.
[٤]. تاریخ الطبری،ج٦،ص٣٣٧؛نفس المهموم،ص١٠٠.