علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢١ - بررسی مقایسهای متن عهدنامه مالک اشتر در نهجالبلاغه، تحفالعقول و نهایةالإرب
بخشبندی نادرستی دانست که در پی آن، معنای اصلی محفوظ نماند ... نخستین و شاید مهمترین اثر تقطیع نادرست متن حدیث، در مرحله فهم حدیث رخ میدهد. نمونههای بسیاری را میتوان بر شمرد که به دلیل جدا شدن نادرست بخشی از متن، خواننده و یا مترجم حدیث، دچار اشتباه در فهم و شرح آن شده است ... گام نخست برای پرهیز از آسیب تقطیع، پی بردن به وقوع آن است ... در گام بعد، باید جزء مفقودِ مؤثّر را یافت، که راه آن، استفاده از شیوه تشکیل خانواده حدیث است ....[١]
روشن است که در برخورد با دو متنی که یکی به مقدار قابل توجهی از دیگری حجیمتر است، دو احتمال عقلاً ممکن است: تقطیع و افتادگی مقدار اختلاف یا درج و اضافه مقدار اختلاف. به تعبیر دیگر متن صادره از معصوم٧ یا متن حجیمتر است. پس در متن مختصر تقطیع و افتادگی اتفاق افتاده است و یا متن صادره از معصوم٧ متن مختصر است. پس در متن حجیم اضافه و درج صورت گرفته است. با توجه به جایگاه و موقعیت کتاب تحف و مقدار جملات افتاده (بیش از هزار کلمه)، به نظر میرسد امکان اضافه و درج بودن این حجم از اضافات کتاب تحفالعقول منتفی و غیر قابل قبول باشد. در طرف مقابل، از آن جا که هدف و همت سید رضی گرداوری جملات بلیغ امام٧ بوده است، احتمال تقطیع کلمات امام٧ با این هدف منطقی و قابل قبول است. البته نسبت به کتاب نهایةالإرب امکان تقطیع کمی مشکل به نظر میرسد؛ توضیح، آن که اگر چه خلاصه نگاری در این کتاب به وفور دیده میشود، اما هنگامی که به نقل این عهدنامه میرسد، قبل از شروع عهدنامه، نگارنده جملهای را مینویسد که احتمال وقوع تقطیع در این نقل را بسیار کم و حتی میتوان گفت منتفی میگرداند. وی مینویسد:
و لم أر فیما طالعته من هذا المعنی أجمع للوصایا، و لا أشمل من عهدٍ کتبه علیّ بن أبی طالب _ رضی الله عنه _ إلی مالک بن الحارث الأشتر حین ولاّه مصر، فأحببت أن أورده علی طوله و آتی علی جملته و تفصیله، لأن مثل هذا العهد لا یهمل، و سبیل فضله لا یجهل.
ممکن است گفته شود با نفی احتمال تقطیع از این نقل و همچنین قرابت نسبی
این متن با نهجالبلاغه، امکان تقطیع در نهجالبلاغه هم تضعیف میشود. در پاسخ باید گفت به هر حال اضافات ١٥٠٠ کلمهای تحفالعقول نسبت به متن این دو کتاب از دو حال
[١]. لسان المیزان،ج٣،ص٦٣.