علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٩ - آفت تصحیف در روایات و راهکارهای شناسایی آن
ابو احمد رازی به مجلس محمّد خزیمه شنیده بود که یکی حدیث از مختصر فقه مزنی میخواند که: «عمر از آبی که در حر زن ترسا بود، وضو گرفت» و همه را خنده گرفت. به قرینه پیداست که حر «جر» بوده که به معنای کوزه است و سقوط نقطه کوزه را چیزی کرده که نباید گفت.
محمّد بن عبدوس از شیخ خود شنیده بود که پیامبر فرمود: «اذهبوا عنّا»؛ یعنی از پیش ما بروید، و این تصحیف حدیث: «ادهنوا غبّا» است؛ یعنی دیر به دیر روغن بزنید که به دوران وی حمام نبود و شستشوی تن جز به ضرورت نمیکردند و روغن زدن وسیله آرایش مردمان بود که بعضی زنان مکه نذر کردند تا انتقام کشتگان بدر روغن نزنند و بعضی کسان، چنان در روغن زدن افراط میکردند که لباسشان چون روغن فروشان بود و پیمبر برای پاکیزه ماندن تن و لباس، این دستور فرموده بود! حامد صوفی از محمّد بن مذکر شنیده بود که پیمبر فرمود: «زَرعُنا تَزدادُ حِناً»؛ یعنی کجی زراعت ما فزون میشود و آن گاه قصهای طولانی گفته بود. ما حصل، اینکه گروهی بودند که زکات غلات خویش نمیدادند و صدقه نمیکردند و همه زراعتشان روی هم خفت و همه این قصه بیجا بود که اصل حدیث: «زُر غِبّاً تَزدَد حُبّاً» بود که با افزودن یک الف و دو تصحیف از معنا برون شده بود.
ابو منصور محمّد فقیه به عدن یکی را دیده بود که میگفت: پیمبر چون به نماز میایستاد، بزی برابر خویش مینهاد و چون حدیث مورد استشهاد وی را دید، چنین بود: «کانَ رسولُ اللَّهِ إذا صَلّی نَصَبَ بین یدَیهِ عنَزَه» و این مرد عنَزه را ـ که نون وسط آن مفتوح است و نیزه معنا میدهد ـ با جزم نون خوانده بود که معنای آن بز میشود.
و یکی از مشایخ بزرگ دوران اخیر ـ که از اقطاب فقه و اصول بود ـ در این حدیث پیمبر که: «مَن کانَ