علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢٥
اگر جایی یکی از شارحان یا صاحبنظران در مورد کلام یا موضعی از کلام امام بحثی ارائه داده باشند که به نظر شارح نسبت به آن کافی باشد و یا هم جهت با نظر خودش است، به آن اکتفا کرده، و یا حداکثر تکمله و مستدرکی به آن اضافه مینماید. میتوان گفت بیشترین بهره شارح از شرحهای پیشین از شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، و شرح ابن میثم بحرانی است. وی در موارد بسیار متعدد قول این دو شارح را به عنوان نقل تاریخی و کلامی و دیگر نقلها، در شرح خود به کار گرفته و آن را پذیرفته است. این استفادهها به چند شکل است:
١. نقل و تأیید اقوال شارحان
گاهی قول شارحان را تأیید کرده است؛ همچون این جمله:
و علی هذا فالمقالید بمعناها الأصلی و لیس استعارة کما زعمه الشارح و أمّا إن جعلت بمعنی الخزائن فهو کما قال الشّارح استعارة لما فیه من الموادّ و الاستعدادت فافهم جیداً. [١]
یا:
و هذا کما قال الشّارح المعتزلی من باب المبالغة الّتی یستعملها الفصحاء و الشّعراء فی کلامهم و هو من محاسن البلاغة.[٢]
و یا:
و کان الأشعث فی خلافة أمیر المؤمنین من المنافقین المعاندین و هو کما قال الشارح المعتزلی: کان فی أصحاب أمیر المؤمنین[٣]
[١]. همان، ج ٤، ص ٣٤٧، . برای مطالعه بیشتر ر.ک : ج ٥، ص ١٢٣؛ ج ٦، ص ١٠٠ و... .
[٢]. همان، ج ١٤، ص ٣٢٩، برای مطالعه بیشتر ر.ک: ج ١٤، ص ٣٥٣؛ ج ١٥، ص ٣٦؛ ج ٢١، ص ٤٨١ و ... . گفتنی است کاربرد شعر در این شرح بسیار است، در مطالب پیش گفته آنچه به نظر نگارنده رسیده، به صورت دسته بندی به معرض گذاشته شده است.
[٣]. همان، ج ٢، ص ٣٨، برای مطالعه بیشتر ر.ک : ج ٦، ص ١٦٦؛ ج ١٥، ص ١٥٢ و.... .