علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٧١
٥. گاهی اوقات معصوم صراحتاً بیان میکند که فلان حدیث از روی تقیه بیان شده است، لکن گاهی اوقات بدون صراحت، تقیهای بودن را آشکار میکند؛ یعنی قرینه و نشانهای به جای میگذارد که نشان دهد تقیه بر سخن او حاکم است؛ مانند این که در پاسخ سوال، جواب غیر منطبق بگوید یا از سوال نهی کند.
٦ . از دیگر راههایی که توسط ائمه برای شناخت احادیث تقیهای بیان شده است، اخذ به حدیث مشهور بین اصحاب و رها کردن روایت شاذ است؛ یعنی اگر یک روایت از طریق فردی موثق نقل شده، ولی اصحاب از آن اعراض کرده باشند و به حدیث دیگری که مخالف آن است، روی آورده باشند، این احتمال وجود دارد که علت اعراض اصحاب، تقیهای بودن روایت بوده باشد.
٧. اگر حدیثی از معصوم نقل شده باشد که با فتوای اهل سنت موافق باشد، احتمال تقیه در آن وجود دارد؛ لکن موافقت با همه اهل سنت (به خاطر وجود اختلاف بین خود اهل سنت) یا اهالی شهر خاص ملاک نیست، بلکه به طور کلی موافقت حدیث با هر کدام از فرقهها و مذاهب اهل سنت میتواند نشانهای بر تقیهای بودن حدیث باشد.
٨ . گاهی اصحاب معصوم که در زمان ایشان میزیسته و همنشین آنها بودهاند، به تقیهای بودن حدیث اذعان میکنند.
٩. وجود راوی عامی مذهب در سلسله سند حدیث نیز از دیگر ملاکها جهت شناخت احادیث تقیهآمیز است؛ زیرا ائمه: گاهی بنا به دلایلی مطابق مذهب پزسش کننده پاسخ میدادهاند. بنا بر این، چنانچه حدیثی که در سلسله سند آن فردی عامی مذهب وجود دارد با روایت دیگر در تعارض افتد، حمل بر تقیه از راهکارهای ممکن است.