علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٦٦
٨ . وجود راوی عامی مذهب در سند حدیث
در میان اصحاب ائمه روات و شاگردانی با مذاهب فقهی مختلف حضور داشتند و در نتیجه، هر کدام سؤالاتی از امام مینمودند و امام بر اساس شناختی که از آنان داشت، مطابق مذهب خود آنها حکم مسأله را بیان میکرد[١]. با دقت نظر در پارهای از روایات، این مطلب روشن میشود؛ برای نمونه شیخ حر عاملی در حدیثی مینویسد:
عن معاذ بن مسلم النحوی، عن ابی عبدالله قال: بلغنی إنک تقعد فی الجامع فتفتی الناس. قلت: نعم، و اردت أن اسألک عن ذلک قبل أن اخرج. انی اقعد فی المسجد فیجیء الرجل و یسألنی عن الشیء فاذا عرفته بالخلاف لکم اخبرته بما یفعلون و یجیء الرجل اعرفه بمودتکم و حبکم فاخبره بما جاء منکم و یجیء الرجل لا اعرفه و لا ادری من هو، فاقول جاء عن فلان کذا و جاء عن فلان کذا، فادخل قولکم فیما بین ذلک. فقال: إصنع کذا فإنی کذا أصنع؛[٢]
معاذ بن مسلم از امام صادق نقل میکند که فرمودند: به من خبر رسیده که تو در مسجد جامع نشسته و به مردم فتوا میدهی. گفتم: بله، و میخواستم قبل از خروج از شما در این باره سؤال کنم. من در مسجد مینشینم، مردی میآید و در موردی سؤال میپرسد و من چون او را به مخالفت شما میشناسم، بر طبق آنچه که [عامه] انجام میدهند، به او میگویم. فرد[دیگری] میآید که من او را به دوستی و محبت شما میشناسم، پس او را به آنچه که از جانب شما رسیده خبر میکنم. دیگری میآید که من او را نمیشناسم و نمیدانم کیست. پس میگویم فلانی چنین گفته و فلانی چنان و سخن شما را نیز در بین آن اقوال وارد میکنم. پس امام فرمودند: این چنین کن که من هم این چنین میکنم.
[١]. تفصیل وسائل الشیعة، ج٢، ص ١٩٤.
[٢]. الفصول المهمة فی اصول الائمة، ج١، ص ٢٨١.