علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٦٨
ج. هنگامی که راوی(هر چند از عامه نباشد) فرد بلند مرتبهای مانند زراره[١] باشد و روایت او در تعارض با سایر روایات بیفتد، در اینجا احتمال تقیه به خاطر حفظ جان راوی فراوان است.
از این تقسیم بندی دو نتیجه حاصل میشود: اول، این که در حمل روایت بر تقیه به جهت موافقت با مذاهب عامه نباید به دنبال ملاک واحدی گشت و مثلاً فتوا دادن بر طبق مذهب سائل را تنها علت تقیه دانست و دوم، این که وثاقت و علو درجه راوی عامی نباید احتمال تقیه را از ذهن محو کند، بلکه باید با بررسی احادیث، از تقیهای نبودن آن اطمینان حاصل کرد.
٩. مخالفت با مبانی کلامی شیعه
اگر روایتی در ضمن بیان یک مسأله، حاوی مسألهای کلامی بود که با مبانی کلامی شیعه تعارض داشت، میتوانیم این تعارض را قرینهای برای حمل روایت بر تقیه بگیریم؛ برای نمونه میتوان به روایتی که کلینی در کتاب الکافی از امام صادق نقل میکند، اشاره کرد که امام فرمودند:
من حفظ سهوه فأتمه فلیس علیه سجدتا السهو، فإن رسول الله صلی بالناس الظهر رکعتین ثم سها فسلم فقال له ذو الشمالین: یا رسول الله! أنزل فی الصلاة شیء؟ فقال: و ما ذاک؟ قال: انما صلیت رکعتین. فقال رسول الله: اتقولون مثل قوله؟ قالوا: نعم، فقام فأتم بهم الصلاه و سجد بهم سجدتی السهو؛[٢]
[١]. نقش تقیه در ستنباط، ص ٥٩٠ .
[٢]. بنگرید به: الاستبصار، ج ٢، ص ٢٢١؛ تهذیب الاحکام، ج٥، ص ١١٥.