علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٧ - روش شناسی منهاج «البراعة فی شرح نهج البلاغة»
اشراقيين و صوفيه متفقاند كه مابين عالم عقلی كه عالم مجردات محض و عالمحسی كه عالم ماديات محض است، عالمی است كه موجودات آن عالم، شكل و مقدار دارند، ليكن ماده ندارند. پس مجردات محض، مجردند از ماده و مقدار هردو، و ماديات محض متلبساند به ماده و مقدار هر دو؛ موجودات اين عالم [مثال] مجرد است، از ماده و متلبس است به مقدار... و اين عالم متوسط است بينالعالمین؛ چه، از جهت تجرد از ماده، مناسب است با عالم مجردات و از جهت تلبس به مقدار و شكل، مشابه است با عالم ماديات.[١]
مرحوم علامۀ طباطبايی هم در حاشيه بر اسفار، عالم مثال را عالمی معرفی میكند كه بالاتر از عالم ماده و مجرد از ماده است.[٢]
دكتر ابراهيمی دينانی نيز عالم مثال را چنين توصيف میكند:
عالم مثال ـ كه آن را عالم برزخ نيز مینامند ـ مرتبهای از هستی است كه از ماده، مجرد است، ولی از آثار آن بركنار نیست. يک موجود برزخی يا مثالی، موجودی است كه در عين اين كه از كم و كيف و همچنين وضع و ساير اعراضبرخوردار است، از ماده مجرد است.[٣]
[١]. همان، ص ٨٠ ، مدخل «اشباح جسمیه».
[٢]. مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج٦، ص ١٠٦٠ ـ ١٠٦١.
[٣]. همان، ج ٨ ، ص ٢٥٧.