علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٠ - پژوهشی در باره «خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا»
سه: برای دستیابی به منابع قدیمی احادیث اثناعشر اسناد سه کتاب الکافی، الغیبة نعمانی و الغیبة طوسی مورد بررسی قرار گرفته است.
لازم به ذکر است که کلینی در ابواب التاریخ کتاب الحجّة، تحت عنوان «فیما جاء فی الإثنی عشر و النصّ علیهم»، بیست روایت[١] و نعمانی نیز در کتاب الغیبة، در باب چهارم، تحت عنوان «ما روی فی أنّ الأئمّة اثناعشر و أنّهم من اللّه و باختیاره» سی روایت [٢] و شیخ طوسی هم در کتاب الغیبة چهارده روایت از احادیث اثناعشر را آوردهاند[٣] .
پس از یاد آوری نکات، باید به سراغ قراین موجود در اسناد روایات برویم. قراینی که در اسانید احادیث اثناعشر به کار میآیند، عبارتاند از:
١. مؤلف یا راوی روایت، به صراحت منبع روایت را معرفی نماید؛ مثلاً نعمانی در سند ششم از احادیث اثناعشر میگوید:
وأخبرنا أحمد بن محمد بن سعید بن عقدة الکوفی، قال: حدثنا یحیی بن زکریا بن شیبان من کتابه سنة ثلاث و سبعین و مائتین ...[٤].
[١] . در کتاب میراث مکتوب شیعه، دفتر اول، نام ٢٣٤ راوی صاحب کتاب به شماره در آمده که برخی از این روات دهها کتاب تألیف نمودهاند.
[٢] . ر.ک: پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص ١٧٣ .
[٣] . ر.ک: همان، ص ٣٩٤ ـ ٣٩٩ .
[٤] . شیخ صدوق در مقدمه کتاب من لا یحضره الفقیه میفرماید: «تمام آنچه در این کتاب ذکر شده، دریافت شده از اصول مشهور و مورد اعتمادی است که احکام مذهب جعفری را از آنها باید گرفت؛ مانند: کتاب حریز بن عبد اللّه سجستانی، و کتاب عبید اللّه بن علی حلبی، و کتابهای علی بن مهزیار اهوازی، و کتابهای حسین بن سعید، و نوادر احمد بن محمد بن عیسی، و کتاب نوادر الحکمة تصنیف محمّد بن أحمد بن یحیی بن عمران اشعری و کتاب الرحمة از سعد بن عبد اللّه، و جامع استادمان محمد بن الحسن الولید رضیاللهعنه، و نوادر محمد بن ابی عمیر، کتابهای احمد بن ابی عبد اللّه برقی به نام المحاسن، و رساله عملیهای که پدرم رضیاللهعنه برای من فرستاد، و کتب دیگر از اصول و نوشتههایی که طریق روایت من از آنها در فهرست کتبی که اجازه روایت آن از مشایخ حدیثیام و نیز از گذشتگانم به من رسیده معروف است». (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٥). شیخ صدوق در کتاب نیز نام تعدادی از این کتب را آورده است؛ از آن جمله است:
الف) و فی کتاب زیاد بن مروان القندی و فی نوادر محمد بن أبی عمیر أن الصادق (همان، ج ١، ص ٣٧٥، ح ١٢٠).
ب) فی کتاب الحکم بن مسکین قال قال أبو عبد اللّه (همان، ج ١، ص ٤٤٤، ح ١٢٨٩).
ج) وفی کتاب عبد اللّه بن المغیرة أن الصادق (همان، ج ١، ص ٤٦٧، ح ١٣٤٨).
د) فی کتاب محمد بن أحمد بن یحیی بن عمران الأشعری، عن إبراهیم بن هاشم، عن محمد بن سنان یرفعه إلی أبی عبد اللّه (همان، ج ١، ص ٥٦٢).
شیخ طوسی روش خود را در تألیف تهذیب این گونه تبیین نموده است: «در آوردن خبر اکتفا کردیم به ابتدا به نام مصنفی که خبر را از کتابش اخذ کردیم یا صاحب اصلی که حدیث را از اصلش گرفتیم» (تهذیب الأحکام، ج ١٠، ص ٤).
بنا بر این، تمام راویانی که در ابتدای اسناد روایات کتاب تهذیب الأحکام قرار گرفتهاند، صاحبان کتاب هستند. و شیخ طوسی سندش را در پایان، و مشیخه کتاب به کتب آنان آورده است.
کلینی در مقدمه الکافی به نام کتب حدیثی مورد استفاده اشارهای نمیکند، ولی گاهی در لا به لای اسناد روایات اسامی برخی از کتابهای حدیثی را آورده که از آن جمله است: یک. علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن عبد اللّه بن المغیرة أنه قال، فی کتاب سماعة رفعه إلی أبی عبد اللّه ( الکافی، ج ٣، ص ٥٦، ح ٥).
دو. علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن عبد اللّه بن المغیرة قال فی کتاب حریز أنه قال (همان، ج ٣، ص ٣٦٣، ح ٥).
سه. فی کتاب أبی نعیم الطحان رواه عن شریک عن ... (همان، ج ٧، ص ٧٥).