علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٤٧
همچنین شخصی به نام محمد بن نُصیر ـ که از غلات نصیری بوده و با پیروان خود در منطقهای از شام زندگی میکرده است ـ حرانی را از همفکران خود دانسته است. تشیع نصیری در حرّان سابقهدار بوده است و نقل وصیت مفضل جعفی در کتاب تحف العقول، میتواند نشانة احترام به نصیریان و قرینهای بر اینکه ابن شعبه حرّانی با این خاندان مرتبط بوده است، باشد.
رجال النجاشی از این متن با عنوان «وصیة المفضل»[١] و الفهرست طوسی، با عنوان «المفضل بن عمر، له وصیه یرویها»[٢] یاد کردهاند. سند آن، از طریق محمد بن سنان است که هر دو در ترویج سنتهای غالیانه شیعی سهم مهمی دارند.
قسمت اندکی از این وصیت در منابع قدیمی شیعه مانند: المحاسن برقی و الکافی کلینی آمده است.[٣]
راوی این متن در الکافی، جعفر بن محمد بن مالک کوفی،[٤] از قاسم بن ربیع صحاف[٥] است.[٦]
[١]. رهاورد خرد، پرویز اتابکی، تهران: انتشارات فرزان، ١٣٧٦ (این ترجمه بدون متن چاپ شده است)
[٢]. تحف العقول (ترجمه احمد جنتی)، مقدمه.
[٣]. در آیه ٦٢ سوره بقره از صابئین یاد شده است. علامه طباطبایی نوشته است: «در آن ایام[دوران سلاطین پیشدادی] صابئی مذهبها در حران بودند، و به نام شهرستان نامیده میشدند، یعنی به ایشان حرانی میگفتند»(المیزان، ج١، ص٢٩٥).
راغب مینویسد: «آنها جمعیتی از پیروان نوح ع بودهاند، و ذکر این عده در ردیف مؤمنان و یهود و نصارا نیز دلیل آن است که اینان مردمی متدین به یکی از ادیان آسمانی بوده، و به خداوند و قیامت نیز ایمان داشتهاند. اینکه بعضی آنها را مشرک و ستارهپرست، یا مجوس میدانند، صحیح نیست، زیرا خدا در آیه: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصاری وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکوا... (سورة حج، آیه ١٧) مشرکان و مجوس را در کنار صابئان آورده است» (المفردات، ص٤٧٤). بنا بر این، صابئان به یقین، غیر از مشرکان و مجوساند.
[٤]. معجم المؤلفین، ج٣و٤، ص ٢٥٢.
[٥]. امل الآمل.
[٦]. بحار الانوار، ج١، ص٢٨، مقدمه فصل دوم.