علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٦ - اقسام بدن انسان و نقش آنها در دنيا ، برزخ و قيامت
بررسی دلالی عبارت «ما قالت و لکن قُوِّلَت»
آخرین قرینه و شاهدی که میتواند در تأیید ستایش عمر مورد استناد قرار گیرد، تعبیر پایانی امام است که بعد از تکرار سخنان ندبهگر عمر فرمود: «أماواللهما قالتْ ولکنقُوّلتْ؛به خدا سوگند دختر ابیحثمه [این سخنان را] نگفت بلکه به او تعلیم دادند».
این عبارت را ـ چنان که در کتب لغت عربی آمده است ـ چنین تفسیر کردهاند که دختر ابیحثمه خود توانایی انشای آن ستایشها در باره عمر را نداشت، بلکه خداوند آن جملات را بر زبان او جاری ساخت و در واقع، آن کلمات به او الهام شده بود.[١] بر این اساس، این برداشت شکل میگیرد که تکرار سخنان ندبهگر خلیفه از سوی علی به معنای تأیید آن اوصاف بوده است و امام آن کلمات را مرتبهای فراتر از توان بشری میدانست.
باید اظهار داشت که این نگاه نادرست به عبارت یاد شده، از این جهت ناشی شده است که برخی با اعتماد کامل به اهل لغت، سخن آنان در این باره را بدون تأمل پذیرفتند، در صورتی که اگر در کلام آنان دقت شود، متوجه می شویم که این معنا، تفسیر شخصی بعضی از اهل لغت بوده است، نه معنای حقیقی آن واژگان؛ زیرا با تتبّع در استعمالات ماده «قول» در باب تفعیل در مییابیم که این کلمه به معنای تلقین کردن، تعلیم دادن و آموزش آنچه باید گفت، به کار میرفته
[١] . تاریخ الامم و الملوک، ج٤، ص٢١٨.