علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٦٤
میراث او از اهل زکات است؛ زیرا از سهم ایشان خریده است. محتمل است چون شیعه بوده و زیر دست ملاعین بوده است و مستحقی نبوده است، لذا تجویز فرمودند. در این صورت، شک نیست که میتوان خرید و آزاد کرد؛ گرچه میراثش از امام باشد. ممکن است آن حضرت از روی تقیه چنین فرموده باشند . چون تصرف حضرت سبب فساد میشد؛ چنانکه اهتمام ملاعین در مال بیتالمال ظاهر است.[١]
٢. ابن سنان گفت امام صادق فرمودند: پدرم زمینی را به هشام بن عبدالملک به چند و چند هزار دینار فروختند. بر او شرط کردند که زکات ده ساله بر هشام باشد. ظاهر است غرض حضرت از این ملاعین، تقیه بوده است که اظهار فرمایند ما اعتماد به شما در دادن زکات واجب خود داریم.[٢]
٣. از ابراهیم بن هاشم منقول است، در خدمت امام محمد تقی بود که بر آن حضرت، صالح بن سهل داخل شد. صالح گفت: سید من، مرا حلال کن از ده هزار درهمی که صرف کردم. حضرت فرمودند: حلال کردم. وقتی صالح بیرون رفت، حضرت فرمودند هرکس، اموال حق آل محمد و یتیمان و فقرا و مساکین و ابناء السبیل آل محمد را خورده باشد و بگوید ما را حلال کن، من نمیتوانم بگویم حلال نمیکنم؛ و لیکن و الله حق سبحانه تعالی از آنها در روز قیامت سؤالی در
[١] . ر.ک : همان، ج٨، ص١٦٧؛ ج٣، ص١٦٢ـ١٦٣.
[٢] . ر.ک : همان، ج٦، ص١٩٠؛ ج٣، ص١٨٢.