علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦١ - پژوهشی در باره «خُذُوا بِمَا رَوَوْا وَ ذَرُوا مَا رَأَوْا»
از این سند معلوم میشود که این روایت در کتاب زکریا بن شیبان بوده و در سال ٢٧٣ هجری برای نعمانی نقل شده است.
٢. راوی، روایات فراوانی از مروی عنه نقل کرده باشد. در بررسی روش تدریس حدیث در قرن دوم و سوم هجری گفته شد که روش نقل روایت یا تحمل حدیث در این دوره به صورت کتبی بوده است. حال اگر در اسناد روایات مشاهده کنیم که راوی، روایات فروانی از استادش نقل مینماید، میتوانیم نتیجهگیری کنیم که نقل روایات از کتاب حدیثی استاد صورت گرفته است؛ بویژه آن که راوی، در طریق اسناد کتابهای استاد قرار گرفته، و بالاتر این که موضوع کتابهای شیخ و استاد راوی با مضمون روایت همخوانی داشته باشد[١].
٣. روش برخی از محدثین، مانند شیخ طوسی، سند را از صاحب کتاب شروع میکردند و طریقشان را به آن کتاب در مشیخه یا فهرست و یا در معدود روایات همان کتاب وا میگذاردند. به این روش در اصطلاح، تعلیق و شبه تعلیق (اضمار و کلمه بهذا الاسناد) میگویند. قرینه سوم، دستیابی به منابع پیشین تعلیق و شبه تعلیق است. در اسناد تعلیقی راویای که سند با او شروع میشود، صاحب کتاب است[٢].
٤. در برخی از اسنادی که پشت سر هم آمده و یا اسانید مشابهی که با جستجوی در کتاب میتوان آنها را کنار هم قرار داد، مشاهده میشود که راویان در ابتدای اسناد[٣] با تغییر سند تغییر نمییابند، ولی راویان در انتهای سند تغییر پیدا میکنند.
[١] . نجاشی در الرجال و شیخ طوسی در الفهرست به معرفی صدها کتاب از محدثین سه قرن اول پرداختهاند.
[٢] . ر.ک: الذریعة، ج ٢، ص ١٣٤؛ وسائل الشیعة، ج ٢٠، ص ٧٥.
[٣] . ر.ک: الکافی، ج ١، ص ٥٢٥، ح ١ و ص ٥٣٥، ح ٢٠؛ تفسیر العیاشی، ج ١، ص ١٤، ح ٢ و ص ٢٥٣، ح ١٧٧؛ الغیبة للنعمانی، ص ٦٥، ح ١ و ص ١٠٤، ح ٣٠؛ کمال الدین، ص ٢٥٦، ح ١ و ص ٢٧٠، ح ١٥؛ ص ٢٧٤، ح ٢٥؛ ص ٢٨٠، ح ٢٧ و ص ٢٨٤، ح ٣٧ و ص ٣٠٨، ح١ و ص ٣١٣، ح ٤؛ الخصال، ص ٤٧٥، ح ٣٨ و ص ٤٨٠، ح ٥١؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ٤، ص ١٨٠، ح ٥٤٠٦ و ح ٥٤٠٨؛ الامالی للصدوق، ص ٧٨، ح ٤٥؛ ص١٧٢، ح ١٧٥؛ ص ١٩٤، ح ٢٠٥؛ ص ٣٨٥، ح ٤٩٥؛ ص ٤١٩، ح ٥٥٧ و ص ٧٢٨، ح ٩٩٨؛ التوحید، ص٨١، ص ٣٧؛ معانی الاخبار، ص ٩٠، ح ٤ و ص ١٢٦، ح ١؛ علل الشرایع، ص ٩٦، ح ٦؛ الارشاد، ج ٢، ص ٣٤٥، ح ١ و ص ٣٤٧، ح ٧؛ الاختصاص، ص ٢٠٧، و ص ٢١٠؛ الأمالی للمفید، ص ٢١٧، ح ٤؛ کنز الفوائد، ص ١٣٧، ح ١٠١ و ص ١٥٥، ح ١١٤؛ دلائل الامامة، ص٤٤٦، ح ٤٢١؛ ص ٤٤٧، ح ٤٢٣ و ح ٤٢٤؛ ص ٤٥٣، ح ٤٣١ و ح ٤٣٢؛ مئة منقبة، ص ٣٨؛ ص ٥٩؛ ص ٧١ و ص ١٢٤.
موضوع دو کتاب کفایة الاثر و مقتضب الاثر نیز احادیث اثناعشر است.