علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٢ - منابع احادیث اثناعشر در کتب شیعه از سه قرن نخست
طریق ابن شُبّة در تاریخ المدینة
حدثنا محمد بن عباد بن عباد، قال حدثنا غسان بن عبد الحمید، قال بلغنا أن عبد الله بن مالک بن عیینة الازدی حلیف بنی المطلب[١] قال...
ابن شُبّه در این سند، تنها با دو واسطه به راوی ماجرا، یعنی «عبد الله بن مالک»، معروف به ابن بحینه میرسد. ابن بحینه ـ چنان که ابن حجر آورده است ـ فردی عابد و فاضل بود که در ایام خلافت مروان حکم در گذشت. نکته مهمی که در باره وی نقل شده است، آن است که او با مروان حکم معاشرت داشت و پیوسته بر او وارد می شد: «و کان ینزل به».[٢] همچنین ابن سعد او را از کسانی شمرده که بعد از وفات عثمان، در مدینه فتوا میدادند و از پیامبر حدیث نقل میکردند.[٣] لکن در باره دو راوی دیگر ویژگی خاصی ذکر نشده است.[٤]
طریق ابن الاعرابی در المعجم:
نا ابن المنادی، نا إبراهیم بن یوسف الزهری، نا بردان، عن صالح بن کیسان، عن أبی نجیبة[٥] قال... .
[١]. ر.ک: الطبقات الکبری، ج٨، ص٢١٠.
[٢]. خلاصۀ روایت از این قرار است که وقتی دختر ابی حثمه به همراه شوهرش آمادۀ هجرت به حبشه بود، عمر بن خطاب ـ که تا آن روز مشرک بود ـ او را میبیند و از علت رفتنش سؤال میکند. دختر ابی حثمه پس از پاسخ میگوید: احساس کردم که در او رقّت ایجاد شده و دلش برای پذیرش اسلام نرم شده است. (ر.ک: السيرة النبوية، ج١، ص٣٤٣ ؛ أسد الغابة، ج٦، ص٢٥٧).
[٣]. ر.ک: الإصابة، ج٣، ص٤٧٠.
[٤]. ر.ک: الاستیعاب، ج٢، ص٧٩١.
[٥]. «و كان عمر يقدّمها في الرأی و يرضاها و يفضّلها و ربّما ولّاها شيئاً من أمر السوق» (ر.ک: الاستیعاب، ج٤، ص١٨٦٩).