کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٧ - انحصار عزت و قدرت و مالكيت در خداى سبحان
افراد مثل عيساى مسيح - سلام الله عليه - مى فرمايد :
( و جعلنى مباركا اينما كنت ) [٩]
يعنى خداوند مرا منشا بركت قرار داد هر جا كه باشم . عيساى مسيح نه تنها در دنيا منشا بركت است , بلكه اين گونه از نفوس كامله , وقتى وارد برزخ هم مى شوند , براى اهل برزخ بركتند , وقتى وارد قيامت مى شوند براى اهل قيامت هم منشا بركتند , وقتى وارد بهشت مى شوند , براى اهل بهشت نيز منشا كرامت و بركت هستند , چون كار اين گونه از انسانهاى كامل براى وجه خداست ( , اينما تولوا فثم وجه الله ) و اين طرز فكر و عمل نمونه كرامت است .
شيوه عبادت كريمان
اگر ما انسانى كريم شويم , قهرا عبادتهاى ما رنگ كرامت مى گيرد و كريمانه عبادت مى كنيم , نه سوداگرانه و آزمندانه , آنكه خوفا من النار يا شوقا الى الجنه التى تجرى من تحتها الانهار , عبادت مى كند , كريم نيست , بعضى از بزرگان خواسته اند كرامت را بالاتر از حريت بدانند . در مفردات راغب , از بعضى از بزرگان نقل شده است كه كرامت بالاتر از حريت است , زيرا محاسن كوچك و كارهاى متوسط را , با حريت مى توان انجام داد , ولى كارهاى مهم را بايد با كرامت انجام داد . انسان كريم , جز خدا چيزى نمى طلبد , ممكن
[٩]- سوره مريم , آيه ٣١