کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٥ - انحصار عزت و قدرت و مالكيت در خداى سبحان
معناى آيه اين نيست كه هم خدا عزيز است و هم رسولش و هم مؤمنين , بلكه اگر رسول و مؤمنين عزيزند , مظاهر عزت خداى عزيزند , آنها مظهر اين نام شريفند .
پس همه عزت , از آن خداست , همه قوت از آن خداست , ملك و ملك مطلق هم از آن خداست . و اگر كسى خواست , به مقام عزت يا قوت برسد , بايد هيچ كارى را براى رضاى غير خدا نكند , چون اگر بخواهد به كمال برسد , همه كمالات پيش خداست , و از آن خداست , نه آنكه ديگران هم كمال دارند , اما كمالى محدود , و كمال خداى سبحان نامحدود است . اين معنى , برداشتى ناصواب از آيه( ما عندكم ينفد و ما عند الله باق ) است . بلكه ديگران هم هر چه دارند ملك خداست . يك انسان لئيم كه ديدش محدود است , يا فانى را مى بيند يا عاريه را مى نگرد , اما يك انسان كريم چون ديدش وسيع است , نه فانى را مى بيند نه به دنبال عاريه حركت مى كند , بلكه هم باقى را مى بيند و هم اصيل را مى طلبد . به همين جهت انسان كريم , تنها براى تحصيل رضاى خدا , اقدام به كار مى كند .
چشم انداز كرام
خداى سبحان , وقتى اوصاف كرام را در قرآن بيان مى كند , مى فرمايد : اينها اگر كسى را هم اطعام مى كنند مى گويند([ : إنما نطعمكم لوجه الله ([ [٦] [( لوجه الله]( يعنى همان ظهور مصون از زوال و
[٦]- سوره انسان , آيه ٩