کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٠ - شقاوت مسير كمال نيست
شقاوت مسير كمال نيست
اين بحث مطرح است كه آيا همانطور كه نسبت اختيار انسان به طاعت و معصيت يكسان است , نسبت به نتيجه اطاعت كه سعادت است و نتيجه معصيت كه شقاوت است نيز يكسان است ؟ يعنى آيا هر دو براى انسان , كمال وجودى محسوب مى شوند يا نه ؟
اگر نسبت سعادت و شقاوت به انسان , على السواء باشد و هر دو براى وى كمال وجودى بشمار آيند , و اگر ارتباط وجودى انسان به هر دو , على السواء باشد , در آن صورت به انتهاى هر كدام كه برسد به كمالش رسيده است و ديگر جا براى سعادت و شقاوت نيست . اما از سعادت بودن يكى از دو راه و شقاوت بودن ديگرى , معلوم مى شود كه انسان , گرچه در اطاعت و عصيان آزاد است , ولى گرايش او , سرمايه او , راه اوليه او به يك طرف متمايل است , يعنى جهت روح و چهره انسان فقط به سمت كمال آفريده شده است . گرچه مى تواند صورتش را از آن برگرداند و راه انحرافى را طى كند , ولى سر دو راهى كه على السواء باشد خلق نشده است , بلكه در خصوص راهى است كه كمال وجودى باشد و اگر از آن برگردد در مسير انحراف قرار مى گيرد . پس انسان بين رفتن به سوى كمال و برگشتن از كمال قرار دارد , نه بين رفتن به سوى دو كمال . سعادت و شقاوت دو راه در روبروى انسان نيستند . اگر در نظام تكوين , سعادت و شقاوت دو راه در روبروى انسان بودند , هر دو سعادت بود , نه آنكه يكى سعادت باشد و ديگرى شقاوت . اگر هر دو منتهاى سير كمالى بودند , و انسان