کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٥ - معرفت اساس كرامت و تقوا و عمل صالح
ايمان , ميسر نخواهد شد مگر به معرفت , پس مبدأ اصيل همه اين كمالها , همانا معرفت است . ولى اگر معرفت با علم حصولى بود , ممكن است انسان با داشتن آن علم به مقصد نرسد , ولى اگر با علم حضورى و شهودى بود , همه آن روبناها را هم تأمين مى كند , چون ممكن نيست كسى حقيقت را مشاهده نمايد , مع ذلك به طبيعت دل ببندد . حضرت على - عليه السلام - فرمود : اگر شما از بهشت آگاه بوديد و شوق آن را مى داشتيد , مجلس مرا ترك مى كرديد و به سراغ گورستان مى رفتيد . سر اين مطلب آنست كه شوق به بهشت نمى گذارد كه انسان عارف , دل به طبيعت ببندد , ولى علم حصولى گاهى اثر مى كند و گاهى هم بى اثر است . فرمود : اگر مى ديديد آنچه را كه من مى بينم و اگر مى چشيديد آنچه را كه من مى چشم , و اگر مشاهده مى كرديد آنچه را كه من مشاهده مى كنم , هرگز به طور عادى زندگى نمى كرديد .
در بعضى از بيانات رسول خدا - صلى الله عليه و آله - هست كه فرمود : اگر آنچه را كه من مى دانستم شما مى دانستيد , خيلى از مرده هايتان را دفن نمى كرديد , چون من از اسرار آنها با خبرم و شما با خبر نيستيد , شما كه يك عده اى را دفن مى كنيد و مى گوئيد( : اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا) ( خواه خير مطلق , خواه خير اضافى ) براى آنست كه از درون آنان با خبر نيستند , اگر بدانيد درون آن عده چيست , آنان را دفن نمى كنيد . معناى ديگر اينست كه اگر بدانيد در قبر چه خبر است , حاضر نيستيد دوستانتان را تحويل مار و عقرب قبر بدهيد . با بيان گذشته , فرق بين علم حصولى ( كه گاهى از عمل