کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٣ - شقاوت مسير كمال نيست
و نقص على السواء ) و اين كرامت , از آن روح الهى است و هم در آدم است و هم در نسل آدم . زيرا اگر چه در سوره حجر فرمود : من وقتى آدم را از طين آفريدم و روح خودم را در او دميدم براى او سجده كنيد , ولى در سوره سجده چنين فرمود : خداى سبحان اصل آدم را از گل , و نسل او را از ماء مهين قرار داد و بعد به انسان روح دميد . قبل از مسأله دميدن روح , نسل را در كنار اصل ذكر كرد , يعنى اينها فقط در خمير مايه هاى بدنى فرق مى كنند و گرنه از نظر روح فرقى نمى كنند . روح آنها روح الهى است كه به هر دو داده شده , منتها بدن يكى , از طين است و بدن ديگرى از ماء مهين , گرچه آن ماء مهين نيز از طين است .
كرامت و فطرت
بنابراين فطرت انسان كريم است , چنين نيست كه مضمون( فالهمها فجورها و تقويها ) [١٢] اين باشد كه انسان نسبتش به هر دو سمت مساوى است . همين آيه , نشان مى دهد كه نسبتش به هر دو سمت مساوى نيست , بلكه يك سمت تقواى او و يك سمت فجور اوست , يك سمت برايش كمال است و يك سمت ديگر برايش نقص است . علمش به هر دو جهت و اختيارش نسبت به هر دو جهت مساوى است , ولى استعداد و گرايش فطرى و درونى اش يكسان نيست . اين معناى كرامت نفس است و اين كرامت را بايد با تقوا به
[١٢]- سوره شمس , آيه ٨