کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٦ - بهشت , نتيجه ديگر تقوا
( هذا الذى كرمت على ) [٢] ,
يعنى اين موجودى را كه بر من گرامى داشتى , و امر كردى كه او را سجده كنم , من در برابر اين امر , تمرد كردم و مشمول قهر تو شدم . ولى ذريه او را احتناك مى كنم , از اين آيه كريمه استفاده مى شود , آنكه مكرم است , تنها شخص آدم - سلام الله عليه - نيست , مقام انسانيت است كه مكرم است , و هر كسى به اين مقام رسيد گرامى است . هم فرشتگان در برابر او خاضعند , و هم شياطين در برابر او قدرت نفوذ ندارند . خداى سبحان وقتى جريان حضرت آدم را نقل مى كند مى فرمايد : من از روح خودم در او دميدم .
( و اذ قال ربك للملائكه انى خالق بشرا من صلصال من حما مسنون فاذا سويته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين ) [٣]
كه قسمت بدن انسان را , به گل نسبت داد و قسمت روح انسان را به خودش نسبت داد با اينكه طين و روح هر دو از آن خداست , ولى روح انسان را به خودش نسبت داد . معلوم مى شود آدم از اين كرامت برخوردار است كه روح الهى به او افاضه شده است , و همين افاضه روح الهى , مايه مسجود شدن او بود .
گرچه از اين تعبير استفاده نمى شود كه فرزندان آدم از اين روح الهى برخوردارند و خداوند به صراحت نفرموده است كه روح
[٢]- سوره اسراء , آيه ٦٢
[٣]- سوره حجر , آيات ٢٨ و ٢٩