کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣١ - انحصار كرامت در خداى كريم
قرآن را مهيمن بر ساير كتب معرفى مى كند قهرا برنامه هاى قرآن نيز متمم برنامه هاى انبياء سلف خواهد بود . مهيمن بودن يعنى سيطره و سلطه داشتن . پس همه انبياء براى تكريم نفوس آمدند , و وجود مبارك خاتم انبياء - عليهم آلاف التحيه و الثنا ء - براى تتميم اين كرامتهاى نفسانى آمده است .
انسان يك سلسله از امور را جزء كمالات نفسانى مى شمارد , ولى راه تحصيل آنها را نمى داند و به همين دليل احيانا به جاى كرامت , به لئامت تن در مى دهد .
در بحث قبل ملاحظه فرموديد كه انسان يك روح مجرد و ابدى دارد و شايسته روح مجرد و ابدى او نيست كه به يك امر ناپايدار تكيه كند , زيرا امر ناپايدار در بين راه رخت بر مى بندد و روح مجرد ابدى او را تنها مى گذارد , آيه ٩٦ سوره نحل هم مطرح شد و مورد استدلال بود كه( : ما عندكم ينفد و ما عند الله باق . )
انحصار كرامت در خداى كريم
اما آنچه كه الان مطرح است اين است كه , قرآن كريم مى فرمايد : نه تنها آنچه نزد ديگران است فانى است و آنچه پيش خداست باقيست , بلكه آنچه پيش ديگران است نيز از آن خداست , تا مبادا كسى بپندارد پيش ديگران هم سهمى ( هر چند محدود ) از كمالات و كرامات هست . و مبادا كسى توهم كند كه ما مى توانيم به اميد چيزى كه پيش ديگران است اقدام كنيم تا يك كرامت نسبى و موقت نصيبمان شود , زيرا اين توهم , باطل و اين اميد كاذب است ,