کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣ - بى نيازى از وحى ممكن نيست
كرد , فرمود( : و ربك الاكرم الذى علم بالقلم علم الانسان ما لم يعلم ) همين خداى سبحان , هر چه كه انسان را از خدا باز بدارد , به عنوان دنيا ياد كرده است , يعنى دنائت دارد .
پس در محدوده اعتبارات دنيايى , سخن از كرامت نيست . اين ممكن نيست كه انسان دلباخته دنيا , كريم بشود . اگر كسى از دنيا نجات پيدا كرد , تازه به صفت سلبى كريم رسيده است و كريم غير از صفت سلبى يعنى نجات و نزاهت از پستى طبيعت , يك وصف ايجابى هم دارد و آن نيل به اعتلاء و بلندى ماوراى طبيعت است . اگر كسى فرومايه نبود , ممكن است كريم هم نباشد , چون فرومايگى و كرامت نقيض هم نيستند , بلكه اگر كسى فرومايه نبود و از اعتلاى روحى هم برخوردار بود , كريم است . لذا خداى سبحان , هم محدوده دنائت و نقص را مشخص كرد , هم منطقه اعتلاى روح را معين كرد , هم راه رهيدن از نقص طبيعت را روشن نمود و هم روش رسيدن به كمال ماوراى طبيعت را بازگو كرد , چون معلمى بالاتر از خداى سبحان و كتاب تعليمى , بهتر از وحى آسمانى نيست , لذا فرمود( : علم الانسان ما لم يعلم ) معناى اين آيه اين نيست كه بگوئيم خدا چيزى ياد انسان داد كه نمى دانست و اگر تلاش و كوشش مى كرد ياد مى گرفت , بلكه چيزى را به او ياد داد كه اگر تعليم آسمانى نبود ممكن نبود و ممكن نيست آنرا ياد بگيرد .
بى نيازى از وحى ممكن نيست
شاهد اين مطلب آيه ١٥١ سوره بقره است كه در تشريح