کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٨ - معرفت شهودى , اساس تقواى برتر
داشته باشد و هنگامى محاسبه هم دقيق باشد . زيرا كسى مى تواند بگويد من براى قيامت توشه خوبى تهيه كرده ام كه تمام كارهايش را به ياد داشته باشد . يعنى كاملا اهل مراقبه باشد . چون كسى كه فقط خوبى ها ياد اوست , اما بديها و اشتباهات را فراموش كرده , اهل مراقبت نيست و تقواى مراقبى ندارد . قبل از اينكه شخص به مقام مراقبه برسد , بايد تقواى مراقبى داشته باشد , يعنى اگر كار خوب را ضبط مى كند , كار بد را هم فراموش نكند . و در شناخت خوب و بد هم دقيق و با تقوا باشد , بداند كه اين كار براى خداست يا براى هوى . پس نظريه دادن , هم مسبوق به تقواست و هم ملحق به تقوا . انسان بايد هم در نوشتن در دفتر خاطرات با تقوا باشد و كم و زياد نكند و هم در محاسبه و جمع بندى . و اين تقوا مربوط به معرفت نفس و علم شهودى و علم حضورى آنست .
پس قبل از اينكه انسان وارد محاسبه شود , بايد با تقوا باشد , و منظور از تقوا در اين آيه به شهادت سياق , تقوا در مسائل نفسانى است , يعنى تقوا در مراقبت و تقوا در محاسبت . يعنى لازم است انسان رقيب با تقوائى براى خود باشد ( رقيب را از آن جهت رقيب مى گويند كه گردن مى كشد و كاملا اشراف دارد و مواظب است كه چيزى فوت نشود ) .
فرمود : شما مثل انسانى كه رقيب است و ديگرى را تحت اشراف دارد گردن بكشيد و خود رقيب خود باشيد . آنگاه هر چه از شما نشئت گرفته است , يادداشت كنيد . اين , تقوا در مراقبت است . در اين مراقبت با تقوا باشيد( : يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله ) اولا