کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٧ - معرفت شهودى , اساس تقواى برتر
فرمود( : و اتقوا الله ) اين دو بار دعوت به تقوا براى آنست كه هم , در مراقبت با تقوا باشد و هم در محاسبت . اينكه فرمود( : و لتنظر نفس ما قدمت لغد ) يعنى هر كس نظر كند ببيند براى فردا , چه چيز فراهم كرده است ؟ يعنى مسأله قيامت آنقدر براى او مسلم باشد كه در حكم فردا قرار گيرد يعنى قيامت اولا امريست يقينى و ثانيا نزديك . اينكه از قيامت به( غد) ياد مى شود براى آنست كه هم محقق الوقوع است و هم قريب الوقوع , چون خداى سبحان , همانطور كه درباره يقينى بودن او فرمود( : إن الساعة آتية لا ريب فيها ) [٣] درباره نزديك بودن او هم فرمود( : إنهم يرونه بعيدا و نريه قريبا ) [٤] و هيچ بعدى هم ندارد كه در كوتاهترين مدت , قيامت كبرى واقع بشود , گذشته از اينكه قيامت صغرى با مرگ هر كسى واقع مى شود( من مات فقد قامت قيامته ) [٥] .
پس , از اين جهت كه قيامت هم يقينى الوقوع است و هم قريب الوقوع , از آن به غد ( فردا ) تعبير شده است . فرمود( : و لتنظر نفس ما قدمت لغد ) نظر كردن , بدون معرفت نفس و بدون شناخت سلامت و مرض نفس و بدون شناختن درمان نفس ميسر نيست . انسان تا روح شناس نباشد و سود و زيان روح را نشناسد نمى تواند اهل محاسبه باشد . انسان تا در درون خود تأمل نكند , نمى تواند اظهار نظر كند و نظريه بدهد . و اين اظهار نظر مشروط به اين است كه قبلا مراقبت كرده باشد كه چه كرده و چه نكرده . تمام كردارش را به ياد
[٣]- سوره حج , آيه ٧
[٤]- سوره معارج , آيه ٧
[٥]- المحجة البيضاء , ج ٨ , ص ٢٩٧