کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٢ - كيفر بى تقوايان
از اين آيات آفاقى , به خدا پى ببرد , يعنى يا از راه درون و دل , يا از راه بيرون و فكر , بالاخره اين دو راه قابل جمع است , و از اين دو راه مى توان خدا را شناخت , با اين دو راه مى توان حق را از باطل جدا كرد و راه مشخص را نيز طى نمود , ولى اگر كسى لئيم و بى تقوا بود , و از كرامت محروم بود , نه راه درونى به روى او باز است نه راه بيرونى , فرمود( : إنا جعلنا في أعناقهم اغلالا فهي إلى الأذقان فهم مقمحون ) ما بين گردن و چانه اينان آهن سخت و صلبى قرار داديم , كه قدرت ندارند سرخم كنند و خود را ببينند , يعنى تمام مساحت گردن تا چانه شان را آهن سخت , پر كرده است . هميشه سر به هوا هستند , چون اين چنين است( فهم مقمحون ) , انسان مقمح يعنى انسان سر به هوا كه قدرت ندارد سرخم كند , راهى ندارد كه خود را ببيند كه بگويد من از كجا بوده ام . براى چنين انسانى تدبر در آياتى كه دلالت دارد بر اينكه انسان , ادوارى پشت سرگذاشته و مراحلى را در پيش دارد , ميسر نيست , مانند آيات :
( هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا ) [١٢] ,
( و لتنظر نفس ما قدمت لغد ) [١٣] ,
( او لا يذكر الانسان انا خلقناه من قبل و لم يك شيئا ) [١٤]
و ساير آياتى كه ما را به معرفت نفس دعوت كرده است . ممكن
[١٢]- سوره انسان , آيه ١
[١٣]- سوره حشر , آيه ١٨
[١٤]- سوره مريم , آيه ٦٧