کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٧ - مظاهر( كريم)
هم توانش . براى اينكه در دنيا با اين بدن بايد كار كند , و بدن در دنيا بطور كامل در اختيار روح نيست و به سهم خود تأثيرى دارد , ولى در آخرت , بدن كاملا در اختيار روح نيست و روح هم قدرتش بيكران است , لذا موجودى ابدى خواهد بود . اين كرامت نا محدود را بايد با تقوا تحصيل نمود و فقط در دنيا امكان پذير است . چون اين نشئه , نشئه تكليف و عمل است . لذا مى فرمايد( : فاتقوا الله ما استطعتم ) يا( اتقوا الله حق تقاته ) اين حق تقاه , محصول حق المعرفة است .
در بعضى از آيات , راجع به كسانى كه در مسئله ربوبيت و الوهيت كفر ورزيدند چنين آمده كه :
( ما قدروا الله حق قدره ) [٢٧]
آنها خدا را آنطورى كه بايد بشناسند , نشناختند , البته اين به آن معنى نيست كه خدا را به نحو اكتناه نشناختند , چون اكتناه ميسور احدى نيست . در نهج البلاغه آمده است كه :
( لم يطلع العقول على تحديد صفته و لم يحجبها عن واجب معرفته ) [٢٨]
يعنى براى احدى ميسر نيست كه خداى سبحان را به( كنه) بشناسد ولى آن مقدار كه شناختش واجب است , محجوب و پوشيده
[٢٧]- سوره انعام , آيه ٩١ و سوره حج , آيه ٧٤ و سوره زمر , آيه ٦٧
[٢٨]- نهج البلاغه فيض , خطبه ٤٩