کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٩
دگرگون مى شود و نه با اختلاف سرزمين و نژاد و قوم در طى زمان , اين گرايشات تفاوت مى كند . چون اخلاق براى تهذيب نفوس و فطرتها است , و نفوس و فطرتها امرى ثابت و يكسان است . از اينرو اصول اخلاقى امرى ثابت و يكسان است . گذشته از اين , از آيه نيز اين مطلب استفاده مى شود , چون مى فرمايد( : ان اكرمكم عند الله اتقيكم ) و چيزى كه نزد خداست , هم ثابت است به دليل( ما عندكم ينفد و ما عند الله باق ) [٣] و هم حق است , چون( ذلك بان الله هو الحق ) [٤] و اگر چيزى نزد حق بود , حق خواهد شد . پس اين اصول اخلاقى , هم حقند و هم ثابت و زوال ناپذير . البته ازليت خداى سبحان به معنى سلبى است و ازليت عالم , يعنى فيض خدا به معناى ثبوتى است . معناى ازليت خداى سبحان اين است كه اول ندارد و مسبوق به غير و عدم نيست و اما مقصود از ازليت فيض خدا اينست كه مسبوق به غير و عدم ذاتى است و اول دارد , ولى در سايه خداى سبحان دائما موجود است و اين معنا ثبوتى است .
انسان كريم , مظهر خداى كريم
مطلب بعدى آنست كه كرامت , انسان را مظهر خداى كريم مى كند . ثمره بحث كرامت اينست كه انسان مظهر اين نام بشود , اصولا ثمره بحثهاى اخلاقى آنست كه انسان مظهر آن نام هائى بشود كه در آنها كوشش علمى و عملى داشت . اگر در مسأله كرامت بحث
[٣]- سوره نحل , آيه ٩٦
[٤]- سوره حج , آيه ٦