کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٣ - بهشت مشتاق بهشتى
مبدأ خود علاقه وجودى دارد و اگر همراه با ادراك باشد آن تعلق به عنوان اشتياق خواهد بود .
در جريان معراج , و نيز در روايات ديگر هست كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود كه به من گفته اند به شما خبر دهم كه( . . . أن الجنة ماؤها عذاب , و تربتها طيبة قيعان . . . ) [٢٤] زمين بهشت صاف است , شما بايد درختكارى كنيد . اين عبادات و اذكار شما درختى است در بهشت . اگر چنين است , بايد بهشت , مشتاق صاحب خويش باشد . چنانكه باغ محتاج به باغبان است . اگر ما مشتاق بهشت هستيم براى آنست كه با توسل و شفاعت مى خواهيم ما را اجازه ورود به آن بدهند , و گرنه اگر محصول كار ما بود , بهشت , مشتاق ما بود .
معقول نيست انسان به جائى برسد كه محصول كار او بهشت باشد و خودش هم مشتاق بهشت باشد , هيچ كاملى به سافل و نازل دل نمى بندد . بهشت , مشتاق بهشتى است نه بهشتى مشتاق بهشت . همين اصل كلى كه در علوم عقليه مطرح است , در بيانات حضرت اميرالمؤمنين - عليه السلام - هم هست , كه( فاعل الخير خير منه ) [٢٥] اين همان برهان عقلى است , كه هر فاعلى بالاتر از فعل خودش است . هر علتى قويتر از معلول و هر سببى بالاتر از مسبب است .
مى فرمايد : شخص خير , بهتر از كار خير است . نمازگزار ,
[٢٤]- بحار , ج ٩٣ , ص ١٧٤
[٢٥]- نهج البلاغه فيض , حكمت ٣١