کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٢
است مثل مال و مانند آنرا , نثار محبوب حقيقى مى كنند( لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون) [٩] و سر اينكه اهل دنيا از كرامت محرومند اين است كه , محبوب مجازى يعنى مال دنيا را اصل مى پندارند و كاملا به او دل مى بندند( و تحبون المال حبا جما ) [١٠]
در موارد ديگر هم , اساس كرامت را در قبال لئامت و متاع دنيا مى داند كه گاهى از او به عنوان مؤنث ياد مى كند و گاهى به لفظ مذكر مى فرمايد( : عرض هذا الادنى) [١١] يعنى اين متاع دنيا كه گاهى از او( دنيا) و گاهى( ادنى) ياد مى شود , زمينه لئامت است پس دنيا و اهلش لئامت است , دار المتقين و اهلش كرامتند .
مراتب تقوا در سخنان مولاى متقين
اينك نمونه هائى از نهج البلاغه در زمينه تقوا مطرح مى شود تا شعب گوناگون آن و در نتيجه , درجات گوناگون كرامت روشن شود .
در خطبه ٢٤ وقتى مسأله جهاد و مبارزه در راه حق را بازگو مى كند , مى فرمايد( : و لعمرى ما على من قتال من خالف الحق و خابط الغى من اذهان و لا ايهان ) حضرت على - عليه السلام - ابتدا به جان مبارك خود سوگند ياد مى كند . و اين به علت آنست كه ممكن است انسان به جائى برسد كه عمر او مايه سوگند باشد . وجود مبارك اميرالمؤمنين - سلام الله عليه - به منزله نفس رسول اكرم - صلى الله عليه و آله - است و خداى سبحان به عمر و حيات پيغمبر
[٩]- سوره آل عمران , آيه ٩٢
[١٠]- سوره فجر , آيه ٢٠
[١١]سوره اعراف , آيه ١٦٩