کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٩ - اتقى كيست
حلولها , و لينظر امرؤ في قصير ايامه و قليل مقامه ]( در نامه اى كه براى فرزندش امام مجتبى - عليه السلام - مرقوم فرمود و نامه مبسوطى است چنين آمده است( : و اكرم نفسك عن كل دنيه و ان ساقتك الى الرغائب ) [٩] فرمود : از هر دنيه اى روحت را گرامى بدار , گرچه بحسب ظاهر ترا به چيزى كه مرغوب است , سوق مى دهد , ولى آن كشش به چيز مرغوب , يك مرغوب باطل است . اگر مرغوب بودن يك شى ء باطل بود , مرهوب بودن آن صادق است . اگر رغبت كاذب بود رهبت صادق است .
فرمود( : فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا ) تو در اين دنيه پذيرى , در مقابل چيزى كه دادى عوض ارزنده اى نمى گيرى , چون آنچه دادى كرامت و حيثيت روح است و در ازاء آن چيزى نصيب تو نمى شود( لن تعتاض) يعنى در قبال آنچه كه از جانت بذل كردى و حيثيت روحت را دادى , چيزى دريافت نمى كنى( . و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا ) از اينجا ارتباط كرامت با حريت هم , روشن مى شود كه انسان كريم , آزاده است . فرمود : خدا ترا آزاد آفريد , بنده كسى نباش , آنچه جدا از گوهر ذات توست ( به نام هوس ) بيگانه است , گرچه در درون خانه تو جاى داشته باشد . زمانى انسان از بنده غير رها مى شود و مى گويد , من هرچه خواستم مى كنم . يعنى در بند دشمن درون داخل مى شود . امام مى فرمايد : دشمن , خواه بيرونى و خواه درونى , غير تو است و از تو بيگانه است . نسبت انسان
[٩]- نهج البلاغه فيض , نامه ٣١