کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٧ - انحصار عزت و قدرت و مالكيت در خداى سبحان
براى آنست كه آنها لوجه الله كار مى كنند و خداوند قوى بالذات است , پس اينها هم مقتدرند . لذا فرمود( : . . . أن القوة لله جميعا) . در مسأله بقاء هم چنين است . نبايد گفت علماء باقى هستند , خدا هم باقى است , بلكه چون علماء راستين , لوجه الله كار كردند و وجه الله باقى است , از اينرو( العلماء باقون ما بقى الدهر ) [٢٩] و انسان كريم چون لوجه الله كار مى كند براى هميشه باقى است , و چون وجه الله سايه افكن بر دنيا است , يك انسان كه كريم هم سايه افكن بر دنيا است .
لذا حضرت على - عليه السلام - فرمود( : من كرمت نفسه , صغرت الدنيا في عينه ) , انسان كريم , هرگز غصه دنيا را نمى خورد , اما ديگران از فراق آن غمگين مى شوند و خود را با شعر يا دعا تسلى مى دهند و مى گويند بايد فعلا صبر كرد . ولى انسان كريم , اصلا غصه نمى خورد , مى گويد : ما چيزى از دست نداديم , تا در فراق آن رنج ببريم . اين دو روحيه خيلى با هم فرق مى كند , اگر كسى عبادات و دستورات اخلاقى را براى تحصيل ملكه كرامت , به كار نبرد , همواره در زحمت است . بالاخره بايد صبر كند , ولى اگر عبادات و تكاليف اخلاقى را براى تحصيل وصف نفسانى كرامت , به كار برد گرچه در اوائل امر دشوار مى نمايد , ولى بعدا كه ملكه كرامت حاصل شد , در حوادث ناگوار اصلا رنج نمى برد و غصه نمى خورد كه متاع دنيا به دست كيست ؟ و چرا در دست او نيست ؟ بلكه همه دنيا در چشمانش
[٢٩]- نهج البلاغه فيض , حكمت ١٣٩