کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٤
كرد , يعنى از فعل حق , به فعل ديگر حق , و از وصف حق , به وصف ديگر حق پناه برد , آنگاه نوبت آن مى رسد كه از ذات حق , به ذات حق پناه ببرد و هنگام گفتن( اعوذ بك منك) فرا مى رسد كه از برجسته ترين درجات تولى و تبرى است .
سپس مى فرمايد( : و امضوا فى الذى نهجه لكم , و قوموا بما عصبه بكم , فعلى ضامن لفلجكم آجلا ان لم تمنحوه عاجلا ) اين حرف يك انسان كريم است كه به اذن خدا سخن مى گويد , مى فرمايد : اگر قيام كرديد و در آينده نزديك به ظفر نرسيديد , من كه على هستم يقينا ضامنم كه در آينده دور , پيروز خواهيد شد . اين تقواى جهاد و دفاع و قهرا كرامت اين مسأله است .
در خطبه ١٧٥ كه عظمت قرآن را بازگو مى كند , راه كرامت را نيز به انسان نشان مى دهد , مى فرمايد( : ثم اياكم و تهزيع الاخلاق و تصريفها ) اخلاق همانطور كه در صدر بحث اشاره شد , امرى است حق و ثابت . نه مانند سنتهاى قراردادى است و نه همچون امور موقت و نسبى , زيرا آنچه كه به نژادها و اقوام و يا ابدان بر مى گردد , يا اعتبارى است يا اگر واقعى است نسبى مى باشد , اما آنچه كه به ارواح مجرد بر مى گردد , حقيقى است نه اعتبارى , و ثابت و مطلق است نه نسبى .
مى فرمايد : اخلاق را توزيع نكنيد , به نسبيت او رضا ندهيد , آنرا از حالى به حال ديگر منتقل نكنيد( و اجعلوا اللسان واحدا) زبان را يكى كنيد و زبان يكى نخواهد شد مگر اينكه قلب يكى باشد , و قلب متحد نخواهد شد , مگر اينكه به مقلب القلوب سپرده