کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٢ - كرامت در سخنان اميرمؤمنان على - عليه السلام
نيست . انسان روحى دارد كه حقيقت او را تشكيل مى دهد و اين روح طبعا كريم است . انسان داراى دو حقيقت همسان نيست كه يكى روح و يكى جسم باشد , بلكه يكى اصل است و ديگرى فرع , همان روح كه اصالت انسان را تأمين مى كند , داراى درجات گوناگون است . پس آنچه را خداى سبحان به عنوان اصل به انسان داد , كرامت است . علل و عواملى ديگر ممكن است باعث بشود كه انسان اين سرمايه را شكوفا كند يا آن را از دست بدهد . پس انسان , في نفسه كريم است . ممكن است گرايشهايى با عالم طين و خاك داشته باشد , اما روحا و فطرتا به سمت كرامت متمايل است . بيان امام ششم - سلام الله عليه - اين است كه( أصل الانسان لبه ) [٢٧] , انسان داراى دو اصل همسان ( يكى بدن و يكى روح ) , نيست تا روح نسبت به اين فضايل بى تفاوت باشد . بلكه داراى يك اصل است به نام روح و يك فرع است به نام بدن , و اين اصل هم به سمت كرامت گرايش دارد . لذا خداى سبحان انسان را في نفسه كريم معرفى كرد .
و الحمد لله رب العالمين
[٢٧]- امالى صدوق , مجلس ٤٢ , حديث ٩