کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٤ - توقف تقوا بر معرفت
تقواى علمى هم آنست كه انسان به فكر فراگيرى علم باشد و از جهل بسيط بپرهيزد . در فراگيرى علم , شرائط عالم شدن و موانع عالم شدن را هم بداند تا گرفتار جهل مركب نشود , وقتى اراده نمود كه از جهل بسيط نجات پيدا كند و از چنگال جهل مركب بدر آيد و عالم شود , بكوشد كه اين علم را هم ابتغاء لوجه الله فراهم كند كه عالم ربانى بشود . اينها تقواى علمى است . پس اگر كسى خواست به كرامت برسد , تنها از راه عمل صالح به آن نمى رسد , مگر به درجه ضعيف آن . آرى , اگر كسى خواست به درجه نازله كرامت راه يابد , همان عمل صالح متعارف كافيست . ولى اگر خواست واقعا جزء كريمان باشد چاره اى ندارد جز اينكه تقواى علمى داشته باشد . اين معنى هم معلوم است كه منظور از كرامت مورد بحث , همانا كرامت عند الله است نه كرامت عند الناس . چون بحث از اينجا شروع شد كه تقواى زمينه كرامت است , و مهمترين دليلش هم اين بود كه( إن اكرمكم عند الله اتقيكم ) [٢] در بيانات حضرت اميرالمؤمنين - سلام الله عليه - آمده است كه مى فرمايد : ممكن است بعضى از گناهان , انسان را نزد مردم كريم بكند , بگويند عجب انسان بزرگواريست ! ولى همين كار كه انسان را در جامعه كريم مى كند , ممكن است پيش خدا او را خوار و مهين كند . اكرام نزد مردم , با اهانت نزد خدا قابل جمع است , كه بايد آنرا به طور جداگانه بحث كرد . و محور گفتار كنونى , خصوص كرامت عند الله است .
[٢]- سوره حجرات , آيه ١٣