کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٣ - انحصار عزت و قدرت و مالكيت در خداى سبحان
يك انسان كريم از چيزى كه لئيم به آن فخر مى كند منزجر است . يك انسان لئيم از جلو افتادن , يا اينكه ديگران در جلوى پايش بلند شوند , بالاى دست ديگران نشستن و تكريم هاى صورى و عادى كه همه امتحان الهى است , خوشحال مى شود و به آنها افتخار مى كند , در حالى كه اينها اوهامند ولى انسان كريم النفس از اين اوهام رنج مى برد .
( الكريم عند الله محبور مثاب ) [٢١]
يعنى انسان كريم , پيش خدا مسرور است و از ثواب الهى بهره مى برد . كلمه ثواب , ريشه اش ثوب است , يك انسان كريم , جامه كرامت مى بافد و در قيامت آن كسوت كريمانه را در بر مى كند , لباس را در دنيا مى بافند و در قيامت مى پوشند . اين معنى درباره كفار و منافقان هم آمده است كه براى آنها مثوبه دردناكى است . آنها تار و پود پيراهن را از تيغ و خار بافتند و ساختند , جامه اى كه انسان در بر مى كند , يا حرير و پرنيان بهشت است , كه با نرم رفتارى در دنيا بافته مى شود , يا تيغ تيز و خار جهنم است , كه با خشونت و قساوت قلب در دنيا ساخته مى شود . انسان در دنيا لباس خاص خود را مى بافد و در آخرت آنرا مى پوشد , اگر نرم است در اثر( رحماء بينهم ) [٢٢] خواهد بود و اگر غليظ است در اثر اختلاف و كينه و عداوت و بد رفتارى نسبت به مسلمين مى باشد .
[٢١]- همان مصدر , ج ٢ , ص ١٥١ , شماره ٢١٤٦
[٢٢]- سوره فتح , آيه ٢٩