کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣١ - كرامت و فطرت
پس زمين يك موجود عينى است نه قرارداد دنيائى , و آنچه كه مذموم است قرارداد دنيائى است .
بنابراين اگر كسى خواست در مدرسه اى كه درس كرامت مى دهند شركت كند , اولين شرطش آنست كه اهل دنيا نباشد , يعنى به دنائت و پستى تن در ندهد . ممكن نيست انسان فرومايه در كلاس كرامت بنشيند و با فرشتگان كريم روبرو بشود و سفارت آنها را تحمل كند , يا با صحف مكرمه روبرو بشود و معارف آنها را تلقى كند . بين دنائت و كرامت تباين است , هرگز ممكن نيست دنى , كريم بشود .
لذا خداى سبحان , محدوده مدرسه كرامت را بازگو كرد : ابتدا خود را كه معلم حقيقى است , به عنوان اكرم معرفى كرد , سپس فرمود : صحيفه ها مكرمند , در مرحله سوم بعثت انبياء را طبق همان حديث مذكور , براى تعليم كرامت قلمداد كرد و رسالت خاتم انبياء را براى تتميم مكارم اخلاقى قرار داد . آنگاه فرمود( : علم الانسان ما لم يعلم ) يعنى خداى سبحان به انسان چيزى آموخت كه براى او مقدور نبود كه آن را از پيش خود ياد بگيرد , و اين مطلب اختصاصى به علوم بيرونى ندارد , علوم درونى هم , چنين است .
كرامت و فطرت
انسان هم داراى سرمايه درونى است و هم داراى سرمايه بيرونى . توضيح آنكه , انسان طورى خلق نشده است كه نسبت به جهان بينى هاى گوناگون نا آگاه باشد , و در درون قلبش چيزى از