کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٠ - متقى به خداى سبحان مى رسد
آنجا سخن از لقاء الله نيست , سخن از صعود به طرف خداست . اما به لقاء او مى رسد يا نه ؟ از اين كريمه ياد شده استفاده نمى شود . ولى درباره تقوا مى فرمايد : تقوا به خدا نائل مى شود , و به لقاء الله مى رسد . پس زادراه تقوا , تا لقاء خدا باقى است .
متقى به خداى سبحان مى رسد
اگر مسافرى با اين ره توشه حركت كرد , چون اين زادراه تا لقاء الله راه دارد , پس مسافرش هم تا لقاء الله راه دارد . اين برهان , از جهت تلازم بين زادراه و سالك است . برهان ديگرى از راه ملازمه بين وصف و موصوف مى توان بر اين مسأله اقامه نمود , و آن اينكه : اگر تقوا آنقدر قدرت دارد كه به لقاء الله برسد , يقينا جان انسان با تقوا و نفس متقى هم , آن توان را دارد كه به لقاء الله بار يابد . ممكن نيست تقوا به لقاى حق برسد و متقى به آن واصل نشود , چون تقوا وصف نفسانى متقى است و از جان او جدا نيست و اگر اين وصف صعود كرد , يقينا موصوف هم صعود مى كند و اگر اين وصف نائل شد قطعا موصوف هم نائل مى شود .
پس خداى سبحان , كه به انسانها درس كرامت مى دهد , زادراه كرامت را هم تقوا , تعيين نمود و دوام و توان اين زادراه را هم معين كرد كه تا لقاء الله باقيست , و خاصيت اين توشه آنست كه هر چه بيشتر جلوتر برود , نه تنها كم نمى شود , بلكه افزوده مى شود . برخلاف توشه هاى مادى است كه هر چه انسان راه بيشترى طى مى كند كم مى شود تا به زوال برسد و نابود بشود . اما توشه هاى معنوى ,