کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٤ - معرفت اساس كرامت و تقوا و عمل صالح
من العقل ]( يعنى اگر كسى گرفتار مال طلبى شد و مال طلبى راهزن او بود , بداند كه هيچ مالى به اندازه عقل فائده ندارد ( , و لا وحده اوحش من العجب , و لا عقل كالتدبير و لا كرم كالتقوى و لا قرين كحسن الخلق ) يعنى هيچيك از آنها راهزن شما نباشد و هيچكدام از آنها , شما را به خود سرگرم نكند . اگر به فكر تنهائى هستيد عجب , عامل وحشت است و غير عجب اين گونه نيست , و اگر به فكر خردمندى هستيد , بايد مدبر باشيد و اگر به فكر كرامت هستيد , كرامت بدون تقوا حاصل نمى شود , و اگر به فكر فراهم كردن دوست هستيد , هيچ دوستى مثل حسن خلق نخواهد بود . چون همه دوستها بالاخره انسان را در يك مقطع رها مى كنند . و حسن خلق است كه تا ابد با انسان هست , و از او جدا نخواهد شد . اينها را حضرت على - عليه السلام - يكى پس از ديگرى ذكر مى كند , آنگاه بعضى از موانع تقوا و كرامت و بعضى از موجبات آنها را در همين كلمات حكيمانه بيان مى كند كه( لا ورع كالوقوف عند الشبهه , و لا زهد كالزهد في الحرام , و لا علم كالتفكر , و لا عباده كاداء الفرائض , و لا ايمان كالحياء و الصبر , و لا حسب كالتواضع , و لا شرف كالعلم , و لا عز كالحلم و لا مظاهره اوثق من المشاوره )
پس اگر كسى خواست سبب كرامت را به غير اين راهها فراهم كند , يا از امورى بپرهيزد كه از كرامت طرفى ببندد , بيراهه رفته است , در اين گفتار سودمند بسيارى از موجبات و موانع تقوا و كرامت بازگو شد و چون طبق تحليل گذشته كرامت تابع تقواست و تقوا تابع اخذ بقوه است , و اخذ بقوه , به ايمان و عمل صالح است و