کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٣ - معرفت اساس كرامت و تقوا و عمل صالح
كسى كه در صورت ضرورت به نصرت و يارى دين قيام مى كند و از جانش مى گذرد , به مقام ارجمندى از تقوا رسيده است , كه ديگران به درجه تقواى او نمى رسند . چون او هم آنچه را كه بايد بفهمد با قوه برهان فهميده و با قدرت ايمان پذيرفته و هم آنطور كه بايد از عقيده اش دفاع كند , با قوه دفاع كرده است . اگر ايمان و دفاع قوى بود , اخذ به قوه حاصل است . وقتى اخذ به قوه حاصل شد , تقوا قوى است و وقتى تقوا قوى شد , كرامت قوى مى شود , لذا فرمود( : ان اكرم الموت القتل )
تذكر :
همانطور كه ترس از دشمن جزء موانع كرامت است , اشتياق به لذائذ طبيعى نيز جزء موانع به شمار آمده و رهزن سالكان كوى كرامت مى باشد و همانطور كه حضرت على - عليه السلام - در اثر تعديل جاذبه , مصون از رهزنى لذائذ طبيعى است , در پرتو تعديل دافعه و قوه غضب , از كمند و كمين هراس از بيگانه نيز , محفوظ است و لازمه اين جمله كه فرمود( : نجدة أكرمنى الله بها ) يعنى اين شهامت , همانا كرامتى بود كه خداى سبحان به من داد , اينست كه اگر كسى شهامت نداشت و گرفتار وصف مقابل آن بود , اهانت مى شود و از اكرام حق محروم است .
از كلمات حكيمانه [١٠] آن حضرت اينست كه([ : لا مال اعود خطبه فرمود : شما چندين بار امتحان كرده ايد كه اين پوست نازك و
[١٠]- نهج البلاغه فيض , حكمت ١٠٩