کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦١ - معرفت اساس كرامت و تقوا و عمل صالح
وسط راه مانده ايد , مسافريد و اين نشئه , دار شما نيست( . و قد او ذنتم منها بالارتحال , و امرتم فيها بالزاد ) شما به ارتحال اعلام شديد و نيز مأموريت يافتيد كه در آن زاد و توشه تحصيل نمائيد .
آنگاه فرمود : بدانيد اگر شوق آن مقام در شما پيدا نشد , لااقل ترس از جهنم در شما باشد . چون اينها در عرض هم نيستند , يعنى چنين نيست كه انسان به طور مانعه الجمع , يا خوفا من النار , يا شوقا الى الجنه , يا حبا لله , عبادت كند , بلكه اينها در طول هم هستند . كسى كه حبا لله , عبادت مى كند , خوف و رجاء را هم دارد , اما آنها كه خوف جهنم و رجاء بهشت , انگيزه عبادى آنهاست , حبا لله را ندارند . اينكه مى بينيد ائمه - عليهم السلام - در ادعيه گاهى از جهت احتمال عذاب مى نالند و گاهى نسبت به بهشت اظهار شوق مى كنند و از طرف ديگر مى فرمايند , ما خداوند را حبا عبادت مى كنيم , براى آنست كه اين امور سه گانه در عرض هم نيستند , بلكه در طول هم هستند . گرچه ممكن است خوف و رجاء در عرض هم باشند , لكن نسبت به عبادت احرار , در طول همند . آنكه مقام بالا را دارد , يقينا مقام پائين تر را هم دارد , لذا گاهى در دعاها و مناجاتها , خوف جهنم مطرح است . گاهى اشتياق به بهشت , و گاهى هم آن هدف نهائى مطرح شده است كه حب خداست . پس اينطور نيست كه اين سه امر در عرض هم باشند , و ائمه - عليهم السلام - كه به مقام عبادت احرار رسيدند , ديگر نبايد خوفا من النار يا شوقا الى الجنة عبادت بكنند .
آنگاه حضرت على - عليه السلام - در پايان همين قسمت از