کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٢ - اتقى كيست
وجود و عدم , حدوث و بقاء و شدت و ضعف , تابع معرفت و عمل صالح است . اگر معرفت و عمل صالح قوى بود . تقوا قوى خواهد شد , و قهرا كرامت هم قوى خواهد بود .
اصل سوم آن بود كه گرچه در حصول كمالات نفسانى , هم معرفت دخيل است و هم عمل صالح , اما چنين نيست كه معرفت و عمل , همتاى هم باشند . چون اگر عمل به عمل جانحه و قلب برگردد , ارتباطش با معرفت نزديك است . ولى اگر عمل به اعضاء و جوارح برگردد , هرگز همتاى معرفت نيست . زيرا چنين عملى مربوط به بدن است , و معرفت با قلب ارتباط دارد . و چون بدن هرگز هم سطح قلب نيست , در نتيجه اين عمل هم همتاى معرفت نخواهد بود . وانگهى در بعضى از مراحل كمال نفسانى , اصلا عمل راه ندارد , فقط معرفت است كه در آنجا حضور دارد نظير مقام شهود , كه در آن مقامات عاليه , انسان فقط مى نگرد , و جاى عمل نيست , لذا ممكن است دو نفر با هم يك عمل را انجام بدهند ولى فقط يكى از آندو در اثر شدت معرفت و اخلاص به مرحله شهود نائل بشود , كه در آنجا جايى براى عمل جارحى نيست و فقط با معرفت پيش مى رود . عمل مقدمه پيدايش آن شهود است . شاهد اين سخن همان است كه خداى سبحان وقتى اثر معرفت و عمل صالح را ذكر مى كند يكى را به عنوان قائد و راهنما و پيشگام معرفى مى كند و ديگرى را به عنوان كمك و دستيار . مى فرمايد :
( اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه ) [١]
[١]- سوره فاطر , آيه ١٠