کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٥ - بهشت مشتاق بهشتى
مى كنند , شب چه مى كنند و با قرآن چه برخوردى دارند( أما الليل فصافون أقدامهم تالين لأجزاء القرآن يرتلونه ترتيلا , يحزنون به أنفسهم و يستثيرون به دواء دائهم ) چون قرآن( شفاء لما في الصدور) است , اينان راه درمان بيمارى قلب را هم مى دانند . ديگران فكر مى كنند كه اينان آسيب ديده و از سلامت عقل محرومند , اما نمى دانند كه چيزى در اينها آميخته شده كه اينان را به سمت خود متوجه كرده است( . ينظر اليهم الناظر فيحسبهم مرضى و ما بالقوم من مرض و يقول لقد خولطوا و لقد خالطهم امر عظيم . )
آنگاه در قسمتهاى بعدى اين خطبه مبارك مى فرمايد( : قره عينه فيما لا يزول و زهادته فيما لا يبقى ) قره يعنى خنكى چشم نه به معنى نور چشم . در شب اول قبر به مؤمن مى گويند( نم قرير العين) يعنى با چشم خنك به سر ببر , چون اگر اشك از حزن و اندوه ببارد , گرم است و اگر اشك شوق باشد , خنك است و چون انسان در حال نشاط , اشك شوق مى ريزد , مى گويند( : قرت الاعين ) يا( قرة عينى في الصلاة ) [٢٦] يعنى چشمم به وسيله اين امر نشاط بخش , خنك مى شود( قره عينه فيما لا يزول ) يعنى نشاط او در يك امرى است كه زوال ناپذير است , و زهادت و بى رغبتى او در چيزى است كه پايدار نيست .
در پايان بيانات حضرت على - عليه السلام - همام صعقه و صيحه اى زد كه( كانت نفسه فيها) يعنى جانش در آن صيحه از
[٢٦]- خصال , باب الثلاثه , حديث ٢١٧ از پيامبر صلى الله عليه و آله .