سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨٥ - مصاحبه ها
اصول اسلامى نه تنها صلاحيت اداره جامعه را دارا است، بلكه مىتواند به عنوان بهترين روش اداره يك جامعه باشد. اجتهاد در مورد اين مسائل تعيينكننده، آن است كه در مقام تصميمگيرى براى اجراى حكم و تطبيق آن با شرايط اجتماعى، كداميك از احكام الهى بايد پياده شوند؟
بر اين اساس امام بزرگوار طىّ نامهاى به اعضاى محترم شوراى نگهبان فرمودند: «يكى از مسائل بسيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى، نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميمگيريها است.» و عطف جمله «نوع تصميمگيريها» به «اجتهاد» نمايانگر همين معنا است. در اين بعد اجتهادهاى قابل پياده شدن و اجتهادهايى كه در مورد اجرا و تطبيق، انجام گرفته، مطرح است و عبارت «نوع تصميمگيريها» تصميم در مسائل اجرايى را مىرساند وگرنه مجتهد در مورد اصل استنباط، تصميم نمىگيرد بلكه فقط استنباط مىكند و حضرت امام در ادامه سخنان خود خطاب به شوراى نگهبان مرقوم فرمودهاند: «حكومت، فلسفه عملى برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى است.» معناى اين جمله اين نيست كه شوراى نگهبان از اجزاى حكومت نيست؛ زيرا شوراى نگهبان هم جزئى از حكومت بوده و براى حفظ و اجراى مقاصد آن تشكيل شده است. پس شوراى نگهبان نه تنها به عنوان استنباطكننده احكام مطرح است، بلكه به عنوان اينكه در شرايط فعلى كداميك از احكام الهى به منظور مبارزه با شرك و كفر جهانى و حل معضلات داخلى و خارجى لازم الاجرا است، به وجود آمده است. بدين جهت در اينجا منظور از اجتهاد در