روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
الصّعقة،بى«الف»،و اصل كلمه هلاك بود،و از اينجاست قول خداى تعالى:
فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ [١]... ،اى مات،و قوله: أَنْذَرْتُكُمْ صٰاعِقَةً مِثْلَ صٰاعِقَةِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ [٢]،و قوله: وَ يُرْسِلُ الصَّوٰاعِقَ [٣]... ،اى الاشياء المهلكات.و گفتهاند:صاعقه رجفه بود،يعنى زلزله چنان كه در دگر آيت گفت: فَلَمّٰا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ [٤].
خلاف كردند كه موسى-عليه السّلام-از آن صاعقه بمرد يا نه؟گروهى گفتند:
بمرد،و به اين لفظ تمسّك كردند كه: وَ خَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً [٥]... ،قالوا:ميّتا،و اين خطاست براى آنكه حقتعالى گفت: فَلَمّٰا أَفٰاقَ [٦]... ،و مرده را نگويند.«افاق» معنى آن است كه:موسى-عليه السّلام-بيفتاد بىهوش [٧]،چون با هوش آمد گفت:
سُبْحٰانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ [٨]... ،اى سبحان اللّه.اگر جماعت جهلۀ [٩]بنى اسرايل از سر گمان و تمنّا اين اقتراح كردند،نصيب ايشان صاعقه آمد.و نصيب موسى بحقّ الجوار و الصّحبة بىهوشى آمد،و نصيب كوه كه جاى قدم ايشان بود آن آمد كه پاره پاره شد،ندانم تا نصيب آنكس كه از صميم دل اعتقاد كند كه خداى را معاينه بر سبيل جهره بخواهد ديدن،چو [١٠]رؤيت اجسام و الوان چه خواهد بودن! وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ،«واو»حال راست،آنچه خواستند تا خداى را ببينند [١١]معاينه، صاعقه ديدند.
ثُمَّ بَعَثْنٰاكُمْ ،«ثمّ»حرف مهلت و تراخى باشد.و«بعث»،به چند معنى آمد:
بعث زنده كردن باشد،و از خواب بيدار كردن،و بر انگيختن بر كارى به معنى حثّ و تحريض و فرستادن،و معنى نصب كردن باشد.
امّا زنده كردن در اين آيت است.و بر انگيختن،فى قوله: إِذِ انْبَعَثَ أَشْقٰاهٰا [١٢]،
[١] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٦٨.
[٢] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ١٣.
[٣] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ١٣.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٥.
[٥] [٦] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٣.
[٧] .دب،آج،لب،فق،وز،لب،مر+شد.
[٨] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٤٣.
[٩] .لب:جماعتى جهل.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:چون.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٢] .سورۀ شمس(٩١)آيۀ ١٢.