روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٥ - ترجمه
اَلْمٰاءَ صَبًّا، ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا [١] ،الى قوله: مَتٰاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعٰامِكُمْ [٢].خداى -جلّ جلاله-در اين آيت منّت نهاد بر ما به خلق زمين براى ما بر وجهى كه قرارگاه ما باشد.
راويان اخبار روايت كردهاند كه:چون خداى-تعالى-خواست تا آسمان و زمين بيافريند،جوهرى سبز بيافريد چند هفت آسمان و هفت زمين.آنگه به نظر هيبت بدان جوهر نگريد،از ترس خداى-عزّ و جلّ-گداخته شد،آبى گشت لرزان.
آنگه فرمان داد تا از آن آب بخارى و دودى بر آمد،از آن دود يك آسمان بيافريد،چنان كه گفت: ثُمَّ اسْتَوىٰ إِلَى السَّمٰاءِ وَ هِيَ دُخٰانٌ... [٣]،آنگه آن يك آسمان بشكافت و هفت آسمان كرد و فرمان داد تا آن آب پارهاى كف و زبد بر آورد به مقدار زمين مكّه.از آن كف زمين مكّه بيافريد.
آنگه فرمان داد تا جملۀ زمين از زير آن به در آوردند.از اين جا،مكّه را«امّالقرى »خوانند كه اصل همۀ زمين از اوست.
آنگه آن يك طبقه را بشكافت و هفت طبقه كرد ستبرى هر زمينى پانصدساله راه،و از زمينى تا به زمينى كه طبقۀ ديگر است پانصدساله راه.
آنگه فريشتهاى را بفرستاد از زير عرش تا زمين بر دوش و گردن گرفت و دستها بگسترد،يكى به مشرق رسيد و يكى به مغرب،قرار قدم نداشت.
خداى تعالى از بهشت گاوى [٤]بفرستاد[٣٨-پ]كه او را چهل هزار سرو بود و چهل هزار دست و پاى.و آن فريشته قدم بر [٥]سنام آن گاو [٦]نهاد،قدمش نيك قرار نگرفت ياقوتى از فردوس اعلى بفرستاد و از ميان سنام او تا گوش [٧]او بفرمود نهادن، [تا] [٨]پايهاى فريشته قرار گرفت بر او،و سروهاى اين گاو [٩]به اقطار زمين برآمده است.
تا [١٠]زير عرش،و بينى درهاى او [١١]در درياست.در روز يك دم بزند و بازگيرد.چون
[١] .سورۀ عبس(٨٠)آيۀ ٢٥ و ٢٦.
[٢] .سورۀ عبس(٨٠)آيۀ ٣٢.
[٣] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ١١.
[٤] .مج،آج،لب،فق،گافى/گاوى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:پاى آن فرشته بر.
[٦] .مج،لب،فق:گاف/گاو.
[٧] .مج،دب،وز:كوهان.
[٨] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٩] .مج،لب،وز:گاف/گاو.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مب،مر+به.
[١١] .كذا:در اساس(به صورت اضافۀ مقلوب)،مج:و درهاى بينى او،آج،لب:و بينى و دهان او،مر:و درهاى. بينى آن گاو،فق،مب:و نبينى درهاى او،وز:درها و بينى او.