روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٥ - ترجمه
قوله: وَ مَتِّعُوهُنَّ [١]عَلَى الْمُوسِعِ [٢]-الآية.
إِلىٰ حِينٍ ،«حين»وقت باشد و زمان،و«حين»،هلاك بود به وقت خود،و حان،اذا قرب و اذا هلك و اذا دخل حينه،و منه قول الشاعر:
انّه من حان حانا
اى من قرب وقت هلاكه هلك.و«حين»وقتى دراز باشد،و مراد به«حين» در آيت،قيامت است.و«حين»در قرآن بر وجوه آمد.
در خبر آوردهاند كه:در عهد ابو بكر ابي قحافه،مردى بيامد و گفت:من نذرى كردهام كه حينى با اهل خود سخن نگويم،مرا چند گاه با او سخن نبايد گفتن؟ گفت:تا به قيامت.گفت:از كجا گفتى؟گفت،من قوله تعالى: وَ مَتٰاعاً إِلىٰ حِينٍ [٣]،برخاست به نزديك عمر آمد،گفت:چنين حالى است،من چندگاه سخن نگويم با او.گفت چهل سال.گفت:از كجا گفتى؟گفت:من قوله تعالى: هَلْ أَتىٰ عَلَى الْإِنْسٰانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ [٤].
به نزديك عثمان آمد و گفت:تو چه گويى [٥]در اين چنين حالى؟گفت:برو با او يك سال سخن مگو.گفت:از كجا گفتى؟گفت،من قوله تعالى: تُؤْتِي أُكُلَهٰا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهٰا [٦].
به نزديك على-عليه السّلام-آمد،گفت:چه گويى؟گفت:اگر بامداد نذر كردى،شبانگاه سخن توانى گفت [٧]،و اگر شبانگاه نذر كردى [٨]،بامداد سخن توانى گفت [٩]،گفت:از كجا گفتى؟گفت،قوله تعالى: فَسُبْحٰانَ اللّٰهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ [١٠].
مرد برخاست شادمانه و مىگفت: اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ [١١]... ،و
[١] .اساس و همۀ نسخه بدلها:فمتّعوهنّ،با توجّه به ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٦.
[٣] .سورۀ يس(٣٦)آيۀ ٤٤.
[٤] .سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ١.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مىگويى.
[٦] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ٢٥.
[٧] [٩] .مج،دب،آج،لب:گفتن.
[٨] .مج،آج،لب،فق:نذر كنى.
[١٠] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ١٧.
[١١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٢٤،اساس:رسالاته،با توجّه به ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.