روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٧ - ترجمه
مؤمن زلّتى [١]كند[٣٢-ر]به خطا،از آن استغفار كند،منافق گناه قصد كند و اصرار كند [٢].مؤمن طالب سياست خود بود،و منافق طالب رياست غير [٣]بود.مؤمن همه كرد باشد بىگفت،منافق همه گفت باشد بىكرد.سعى اين در فكاك نفس خود بود، و سعى او در هلاك نفس خود بود.مؤمن آنچه كند خواهد كه بازنگويند [٤]،و منافق آنچه نكند خواهد تا بگويند [٥]،چنان كه خداى تعالى گفت [٦]: وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمٰا لَمْ يَفْعَلُوا [٧].
قوله: مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نٰاراً ،گفت:مثل ايشان چون مثل كسى است كه آتشى بر افروزد.
اگر گويند:خداى تعالى چگونه تشبيه كرد جماعتى را به يك شخص؟و از حقّ تشبيه آن بود كه بر وفق مشبّه به بود،چنان بايست كه:الّذين استوقدوا [٨]گويد، گوييم:دو جواب است [٩]:يكى آنكه خداى تعالى تشبيه نكرد ايشان را به اجسام و اعيانشان به مستوقد آتش،بل فعلشان را تشبيه كرد به فعل مستوقد آتش،و تقدير چنين است كه:مثل منافقان در طلب روشنايى و خير و صلاح به اظهار ايمان و ابطان كفر،چون مثل استضاءت كسى است كه آتش بر افروزد،پس فعل به فعل تشبيه كرد الّا آن است كه مضاف بيفگند و مضافاليه به جاى آن بنهاد،كقوله تعالى:
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ... [١٠] ، وَ جٰاءَ رَبُّكَ... [١١]،و كقول الشاعر:
و كيف تواصل من أصبحت
خلالته كأبي مرحب
اى كخلالة ابي مرحب.و مانند اين آيت ديگر است: تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشىٰ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ... [١٢]،[اى كدور اعين من يغشى عليه من الموت] [١٣]،و كقوله تعالى: مٰا خَلْقُكُمْ وَ لاٰ بَعْثُكُمْ إِلاّٰ كَنَفْسٍ وٰاحِدَةٍ... [١٤]،اى كخلق نفس واحدة.و اگر
[١] .دب،مت:ذلّتى.
[٢] .مر:نمايد.
[٣] .دب،مر:خود.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بازنگويد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بازگويد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گويد.
[٧] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٨٨.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز وز+نارا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مر+از اين.
[١٠] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٣.
[١١] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ٢٢.
[١٢] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ١٩.
[١٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[١٤] .سورۀ لقمان(٣١)آيۀ ٢٨.