روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٧ - ترجمه
«ابن»واحد است،و«ابناء»و«بنون»جمع اوست.و ابناء را جمع تكسير خوانند، و بنون را جمع سلامت.و در حال رفع به«واو»بود،و در حال نصب و جرّ به«يا»،و «نون»،براى اضافت بيوفتاده است.و مصدر ابن بنوّه باشد.و«اسرايل»نام يعقوب است.
-عليه السّلام-و در معنى او خلاف كردهاند.
بعضى گفتند معنى آن است كه:صفوة اللّه،و گفتهاند معنى آن است كه:
عبد اللّه.و بعضى دگر گفتند:مركّب است از عربى و عبرى،براى آنش اسرايل خواندند [١]كه اسرى الى اللّه.و«ايل»،به زبان عبرى(اللّه)باشد.
بيشتر مفسّران گفتند:خطاب با احبار جهودان است كه در عهد رسول -عليه السّلام-بودند در مدينه.و بعضى دگر گفتند:مراد جهودان و ترسايان عهد رسولند،جز كه ايشان را نسبت كرد با پدر اعلى،چنان كه گفت:يا بني آدم.
اُذْكُرُوا ،ياد كنى [٢].«ذكر»ضدّ نسيان بود،و«ذكر»به معنى حفظ بود،تقول:انا ذاكر و متذكّر،اى حافظ[٦٨-پ].و ذكر به معنى گفتار بود،يقال:ذكرته بالخير.و «ذكر»،به معنى نوشته بود،يقال:هذا مكتوب في ذلك الذّكر،اى في ذلك المكتوب.و«ذكر»،به معنى شرف بود فى قوله: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ [٣]... ،و «ذكر»،به معنى شكر بود فى
قوله-عليه السّلام: فان ذكره فقد شكره، و
قوله [٤]:
التحدث بالنعم شكر.
و حسن بصرى گفت:مراد به«ذكر»در اين آيت شكر است،اى اشكروا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ .حدّ نعمت هر منفعتى بود كه به غيرى رسانند حسن [٥]،و براى آن گفتيم [٦]حسن كه منعم بر انعام مستحقّ شكر و تعظيم باشد،و بر قبيح مستحقّ تعظيم نباشد.و حدّ احسان و انعام هم اين باشد.
أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ،در اين دو قول است،يكى آنكه:مراد آن نعمتهاست كه برايشان كرد دينى و دنياوى.و قولى ديگر آنكه:مراد آن نعمتهاست كه بر پدران و اسلاف ايشان كرد.و گروهى گفتند:مراد به نعمت جمع است و اگرچه لفظ واحد
[١] .همۀ نسخه بدلها:خواندندى.
[٢] .يادى كنى/ياد كنيد.
[٣] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٤٤.
[٤] .مج،دب،آج،لب،فق،وز+عليه السّلام.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+چون غرض منعم نفع منعم عليه باشد.
[٦] .آج+بر.