روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
تَصْلىٰ نٰاراً حٰامِيَةً [١] ،و قوله: سَيَصْلىٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ [٢]،و منه قول الشّاعر:
و ليس يصلى بجلّ الحرب جانيها
و«صلوان»گويند دو استخوان عجز اسب را،و«مصلّي»گويند اسب دوم را كه در مسابقه تازند،براى آنكه ملازم بود سابق را.
و مراد به«صلاة»در آيت،پنج نماز است [٣]،و«لام»تعريف عهد است،يعنى آن پنج نماز معلوم معهود كه در شرع مشهور است.و اگرچه لفظ او واحد است،مراد جمع است،چنان كه خداى تعالى گفت: فَبَعَثَ اللّٰهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتٰابَ [٤]...،و مراد جمع است،يعنى الكتب.
قوله: وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ،چه [٥]روزى هرآن چيزى بود كه حىّ را باشد كه به آن منتفع بود،و كس را نباشد كه او را از آن منع كند.و چون چنين بود،شامل بود جمله منفوعات را.از اين جا گويند:رزقه اللّه دارا و عقارا و ولدا و علما و غير ذلك ممّا ينتفع [٦]به.و از اين جا معلوم شود كه حرام روزى نباشد،دليلش اين آيت است:
وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ ،از آنچه ما ايشان را روزى دهيم [٧]،و آنچه خداى دهد حرام نباشد چه حرام ممنوع باشد،از اين جا محظور گويند او را.و«حرمان»ضدّ«رزق»بود،و «محروم»،خلاف«مرزوق»بود،و«حرّمنا»ضد«رزقنا»بود.اگر حرام روزى باشد،اين قاعده متناقض [٨]آيه بود،و آن قول كه ادا كند به مناقضۀ قرآن باطل باشد.
دگر آنكه:آيت وارد است مورد مدح.خداى تعالى مدح مىكند ايشان را به انفاق روزى.اگر حرام روزى بودى[٢٠-پ]بر يك فعل هم ممدوح بودندى هم مذموم.
دگر آنكه،حقتعالى گفت: وَ كُلُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ حَلاٰلاً طَيِّباً... [٩]،و اين لفظ امر است و مراد اباحت،و اباحت ضدّ تحريم بود.
[١] .سورۀ غاشيه(٨٨)آيۀ ٤.
[٢] .سورۀ مسد(١١١)آيۀ ٣.
[٣] .مر:نماز است پنجگانه.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٣.
[٥] .كذا:در اساس و مب،ديگر نسخه بدلها:حدّ.
[٦] .آج،لب،مر:ينفع.
[٧] .دب:دادهايم.
[٨] .مج،دب،آج،لب،فق،وز،مر:مناقض.
[٩] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٨٨.